مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٤٠
زبان پنهان است». شاعر پارسيان گويد، نظم: سخن آراى هر چه برداردمايه خويش از آن پديد آرد بنمايد به خلق پايه خويشآگهيشان دهد ز مايه خويش گرچه مردى بزرگوار بودمعانى سخن گزار بود تا نگويد سخن ندانندشخيره و عمرساى خوانندش مرد زير زبان بود پنهانساير است اين مثل بگرد جهان». ١٥. در جلد سوم صفحه ٤٦٦ در تفسير آيه: «وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا» [١] و اينكه حضرت مريم تا سعى نكرد، روزى بدو نرسيد، گويد و شاعر اين معنى خوش گفته: «تَوَكّلْ عَلى الرّحمن في كُلّ حاجةٍولا تتركنَّ الجِدَّ في سِدَّةِ الطَلَب ألَم تَرَ أنَّ اللّه َ قال لِمَريمَوهُزِّى بِجِذع النَّخل تساقط الرّطب وَلَوْ شاءَ أَن تَجنيهِ مِن غَير هَزَّةٍجَنَتْهُ ولكن كُلَّ شَيءٍ لَهُ سَبَب و اين معنى نيز به پارسى كسى گفته: برخيز و فشان درخت خرماتا شاد شوى رسى به بارش كان مريم تا درخت نفشاندخرما نفتاد در كنارش» ١٦. درباره آيه «ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَجُلاً فِيهِ شُرَكاءُ مُتَشاكِسُونَ» [٢] گويد: «و آن را كه مالكان مختلف باشد او را رجوع با همه بود به نصيب اين با آن گذارد و آن با اين در ميانه مملوك بى برگ و نوا بود؛ چنان كه در مثل پارسيان گويند: «شهرى بدو مير زود گردد ويران». ١٧. در جلد پنجم، صفحه ٢٩٦، در تفسير آيه: «لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ
[١] مريم (١٩): آيه ٢٥ .[٢] زمر (٣٩): آيه ٢٩.