مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٦
فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ» ؛ «بر ننهد خدا هيچ نفس را، مگر توانايى او. او راست آنچه كرد و بر اوست آنچه كند. خداىِ ما! مگير ما را اگر فراموش كنيم يا خطا كنيم. خداىِ ما! بار منه ما را آنچه توانايى نيست ما را به آن. عفو كن ما را و بيامرز ما را و ببخشاى بر ما. تو خداوندِ مايى، يارى ده ما را بر گروه ناگرويدگان». ترجمه اين آيه، علاوه بر قلّت حجم، از محتوايى دقيق و ظريف برخوردار است. واژه «برننهد» معادلى دقيق و در عين حال سره براى «لا يُكَلِّفُ» مى باشد. البته اگر در ترجمه جمله نخست آيه، كلمه «به اندازه» را پيش از «توانايى او» در ميان پرانتز يا كروشه مى آورد، مفهوم آيه گوياتر جلوه مى كرد. ولى بناى ابوالفتوح در اين ترجمه، عدم به كارگيرى هر گونه قيد توضيحى يا تفسيرى است و در ميان مترجمان قرآن، او در اين شيوه منحصر به فرد است. در ميان معاصران ما، دكتر ابوالقاسم امامى تا حدود زيادى اين شيوه را دنبال كرده است، ولى او هر چند كوشيده در متن از قيد توضيحى ميان قلاّب يا پرانتز استفاده نكند، در پانوشتها توضيحات ضرورى را آورده است و در مواردى هم در متن ناگزير از آوردن قيد توضيحى شده، امّا بدون قلاّب و پرانتز! حال ترجمه سورآبادى و ميبدى را هم در اين آيه بنگريم: سورآبادى: «در نخواهد خدا از هيچ تن مگر آنچه تواند، آن تن را بود آنچه كرد از خير و بر آن تن بُوَد آنچه كرد از بدى. اى خداىِ ما! مگير ما را گر به فراموشى كارى كنيم يا كژكاريى كنيم. خداوندا! بر منه بر ما عهد گران از شريعت؛ چنان كه بر نهادى آن را بر آن كسان كه پيش از ما بودند. اى خداوند ما! بر منه بر ما آنچه را طاقت آن نبوَد. و فرو گذار از ما و بيامرز ما را ببخشاى بر ما. تويى بار خداى ما و يار و نگهدار ما. يارى ده ما را بر گروه ناگرويدگان».