مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٦٢
ساختهاى كهن و فراموش شده زبان تلقى مى شوند. در گذشته بيش از پنجاه نوع ساختار فعلى رايج بوده است كه امروزه به كمتر از بيست مورد رسيده است و از اين حيث، تفسير از صيغه هاى متنوع فعلى بهره گرفته است؛ مانند استعمال ياى استمرارى به سبك و سياق قدما، «يا و مى» استمرارى به همراه هم، باى تأكيد، افعالى چون: كردمانى و رفتمانى و... «يكى آنكه اگر نعمت نفرمودى، ايشان نماندندى، اينان حاصل نشدندى» (١/٢٣٨). ـ «و مردى بود نام او عبداللّه بن هيبان، هر سال بيامدى و مردمان را تحريض كردى بر ايمان به محمد عليه السلام ايشان قبول كردندى» (١/١٤٠). بيامدى، تحريض كردى و قبول كردندى. ـ «و ديدم زنان اهل حيره بيرون آمدندى، زنبيل بر سر گرفته، بيشتر از يك نان بر نگرفتندى به زاد تا به شام شدندى» (١/٤٣). آمدندى، برنگرفتندى و شدندى. ـ «رسول صلى الله عليه و آله عادت داشتى كه برفتى و تنها بر كوه حرا بنشستى و در آلا و نعماى حق تعالى تأمل مى كردى» (١/٣٥). عادت داشتى، برفتى، بنشستى و تأمل كردى. ـ «مراد به ام در بيت حصنى است يا به جاى بلند كه ايشان به آن جا شدندى» (١/٣٠). شدندى. ـ «و اين حرام است بر شما بيرون كردن ايشان مى بگروى به بهرى توريت و كافر مى شوى به بهرى» (٢/٣٢). مى بگروى و مى شوى. ـ «روز بدر تيغ به نزديك سر كافران مى برديم، تيغ بدو نارسيده، سر ايشان از تن مى بيوفتاد» (٩/٧٦). مى بيوفتاد كه مى استمرارى و باى تأكيد بر سرش آمده است. ـ «و اگر خواهيم برداشتيمى او را بدان و لكن او بست به سوى زمين و متابع شد هواى خويش را» (٩/٢). برداشتمى.