مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٢٢
«يعنى عند آنكه او پديد آيد، مردم آواز بردارند به تسبيح و تهليل يقال: اهل الهلال و استهل؛ ماه نو شد و حقيقت اين است كه عند طلوع او مردم آواز بردارند» (٣/٦٥). «مورد آيت تهديد و وعيد است كافرانى را كه ايشان عند نزول آيات و ظهور بينات و حجج ايمان نمى آرند» (٣/١٦٨). «نه سرمايه دارد و نه سود عند آن پشيمانى او سخت شود و سود ندارد او را» (٤/٤١٩). امّا: «و جزيت را به نزديك ما حدّى محدود نيست؛ بل امام چندان كه مصلحت داند، بر ايشان نهد، امّا بر سرشان و امّا بر زمينشان» (٩/٢١٦). «يعنى هر كه در آسمان و زمين او را خاضع و ذليل و گردن نهاده اند، امّا بطُوْغ و امّا بكُره» (٤/٤١٤). «اين ها شايد تا ضمير كتاب بود، امّا كتاب ايشان و امّا كتاب ما، اعنى قرآن» (٣/١٨٠). «ما كينه بكشيم از ايشان، امّا در دنيا روز بدر، امّا در قيامت به دوزخ در» (١٧/٢١٠). «و خداى تعالى او را ضمان كرده بود از دو كار يكى: اما بهشت، يا آنكه با خانه خود شود با غنيمت» (٢/٢٣٩). ويلك: «ويلك نگشايى كه اگر برگشايى در شوى» (١/٨٦). دون: «پس اين وجه اختصاص دارد به ايشان دون ديگران» (٢/١٨١). «مراد به نجم؛ دل رسول است اذا هوى اذا انصرف عما سوى اللّه ؛ چون از هر چه دون اوست، برگرديد» (١٨/١٥٦). عاجلاً: «اما اجابت دعاى ابراهيم در آن جايگاه عاجلاً آن بود كه...» (٢/١٦١). ياهذه: «گفتم: ياهذه! اين مرد كيست كه فرمان يافته است؟ گفت: جوانى