مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٨٦
مصدر مرخم: گاهى به جاى مصدر كامل، مصدر مرخم مى آورد: انداخت به جاى انداختن: (٥/١٢٦) گفت به جاى گفتن: (٦/٤٠٣) صرفهاى خاص افعال: نمونه هايى از صرف افعال وجود دارد كه تقريباً خاص اين كتاب است و از اين جهت منحصر به فرد است؛ از جمله واژه نگريد كه به جاى نگريست به كار رفته است: «يوسف يك روز در آئينه نگريد» (٦/٣٥٦) «چون بنگريدند» (٦/٣٧٢) «فتوا كنيد به جاى فتوا دهيد» (٦/٣٩٣) نه ام به جاى نيستم. ر.ك: (٦/٣٨٨ و ٤٠٩)؛ (٧/١٣٢) ٢. ٢. اسم اسم فاعل و مفعول، صفت و... در اين بخش بررسى مى شود: حروف اضافه مضاعف: يعنى به كار رفتن دو حرف اضافه براى يك متمم: «به ركوع در بود» (٦/٢٤٦) استعمال حروف اضافه در غير از معناى اصلى خود؛ مثلاً «را» در معناى «براى» و «با» در معناى «به»: «چه كار را آمده ايد؟» (٦/٣٤٦) «تكفل كنند به اندر بايست خلق» (٤/٣٣) «زنى به نزديك شريح آمد» (٦/٣٥٢) «روزى دگر كه با چراگاه رفتند» (٦/٣٥٣) «به اين عيبها به چند مى دهيد؟» (٦/٣٥٥) «چون يوسف با خانه عزيز رفت» (٦/٣٦١) «پناه با خداى مى دهم» (٦/٣٦٤) «اين است كه از براى تو گواهى داد» (٦/٣٧٢)