مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤١
الرضى به اين نكته اشاره شده است. امّا كسانى كه گفته اند: «منظور از انساء اين است كه خداوند گاهى علاوه بر حكم آيه، لفظ آيه را نيز از ياد مى برد»، در جواب آنها مى گوييم: به راستى اگر چنين باشد اصولاً چرا چنان آيه اى نازل شده كه بعد چنان محو و نابود شود كه هيچ آثارى از آن بر جاى نماند؟! و آيا چنين ادّعايى مصداق و يا مصاديقى در خارج داشته است؟ و آيا لازمه چنين ادّعايى تحريف قرآن نيست؟ اگر چنين چيزى واقعيت داشته باشد و سپس حكم و تلاوت آن ـ هر دو ـ منسوخ شده اند، آيا نامى براى اين پديده جز تحريف مى توان نهاد؟ و اصولاً از كجا و چگونه بدانيم چنين آيه اى نازل و سپس به طور كلى محو و فراموش شده است؟ آيا چنين ادّعايى اصولاً قابل اثبات هست؟! مشكل اين افراد اين است كه «اِنساء» را در اين آيه به معنى «فراموشاندن» گرفته اند و آن گاه به ناچار به توجيهى كه نه معقول است و نه قابل اثبات پرداخته اند؛ در حالى كه همان گونه كه بيان داشتيم «انساء» در اين آيه به معنى «تأخير انداختن» حكم است، و تغيير حكمى در يك آيه چه بسا به خاطر مصالحى، ممكن است زود انجام پذيرد و گاهى ممكن است به خاطر مصالحى، با فاصله زمانى زيادتر و با تأخير بيشترى همراه باشد كه اين همان «اِنساء» است. ج) سوره بقره، آيه ١٧٨: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ» ؛ «اى آنان كه بگرويديد! نوشتند بر شما باز كُشتن در كُشتگان، آزاد به آزاد و بنده به بنده، و زن به زن. هر كه را عفو بكنند از برادرش چيزى پس روى به نيكويى و دادن به او نيكوى، آن سبكبارى است از خداى شما و بخشايشى. هر كه از اندازه در گذرد پس از آن، او را عذابى بود دردناك». ابوالفتوح، معادل كلمه قصاص را «باز كُشتن» و سورآبادى «برابرى» و ميبدى