مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٥
سؤال كرد، او آن نواله نان به او داد. خداى تعالى فرمود تا انقضاى اجلِ او از لوح محو كردند و پنجاه سال در عمر او افزود. و سبب مرگ از آن خواست بودن كه در آن پشته هيزم مارى سياه قتّال بود و هنوز در پشته هيزم است. چون خواست كه او را بزند، خداى به آن صدقه، از او دفع كرد. عيسى عليه السلام آن مرد را باز خواند و گفت آن پُشته هيزم را چه كردى؟ گفت: همچنان نهاده است. گفت همچنان پشته پيش من آر. او برفت و پيش عيسى آورد. بفرمود تا بگشادند. مارى سياه و عظيم از ميان آن بيرون آمد. حواريان از آن به عجب ماندند و مرد را قصه گفتند و او شادمانه گشت و در صدقه بيفزود. {-٦-}
٢ ـ ٦. تفسيرنويسى
تفسيرنويسى و گرايش به فعاليت هاى قرآنى از انگيخته هاى ارتباطات مردمى است. نبايد شك كرد كه حضور دائمى و فعال ابوالفتوح در ميان مؤمنان و مردمان، او را به انديشه تأليف اثرى در باب تفسير انداخته است، دست كم مى توان مردم گرايى او را يكى از علل مهم و عمده در تأليفِ روض الجنان قلمداد كرد. بنابراين علاوه به سبك، شيوه، زبان و محتواى روض الجنان، بايد اصل و انگيزه نخستين اين تأليف را نيز به روحيه مردم گرايانه او نسبت داد. در اين باره سخن را دراز نمى كنيم. همين قدر مى افزاييم كه اكثر عالمانى كه درد اجتماع داشتند، به نوعى قرآن را در گرانيگاه مطالعات و فعاليت هاى خود قرار داده اند. پيشه وعظ، او را به مردم نزديك تر كرد و اين نزديكى او را به چنين تأليفى وا داشت. مرحوم دكتر عبدالحسين زرين كوب، همين قضاوت را درباره مولوى دارد:
[١] روض الجنان، ج ١١، ص ٩ ـ ٢٣٨.