مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٦٤
ايشان را كه درهاى سراى سيمين بكردندى و سريرها از سيم بساختندى» (١٧/١٧٠). ـ «گفتند اين مشركان كه: اگر خداى خواستى، ما نپرستيدمانى فريشتگان را. پس اين عبادت ما ايشان را به خواست خداى است» (١٧/١٥٩).
١٣. كاربرد فعلى كه «ها» بر سر آن مى آيد
اين كاربرد بخصوص در فعل گرفت بوده است: ـ « «يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ» [١] ؛ گفتيم: يا يحيى كتاب هاگير به قوتى كه ما داديم تو را» (١٣/٦٢). ـ «خداى تعالى وحى كرد به وى كه: قبض روح كن. ملك الموت جان هاگرفت و خداى تعالى او را زنده كرد» (١٣/٦٩). ـ « «وَ إِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنّاسِ» [٢] ؛ ياد كن اى محمد! چون جان هاگرفت و خداى تعالى عهد اهل كتاب كه بيان كنند براى مردمان و پنهان بار نكنند» (٥/٢٠١). ـ «رسول عليه السلام گفت: على اليد ما اخذت حتى توديه؛ گفت: بر دست واجب است آنچه هاگرفت تا با جايگاه دهد» (٥/٤٠٧). ـ «به درستى هاگرفت خداى پيمان فرزندان يعقوب و برانگيختم از ايشان دوازده نقيب» (٦/٢٩٢).
١٤. ساختار فعلى مركب از تركيب ب + ن و فعل
در اين ساختار «ب» بيشتر جنبه تأكيدى دارد و «ن» منفى كننده فعل است:
[١] مريم (١٩): آيه ١٢.[٢] آل عمران (٣): آيه ١٨٦.