مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٩٦
«گفتم: سبحان اللّه ! اين حمّال از من فقيه تر است» (١/٦٥). ٢. ٤. استفاده از «اينت» (= اين تو را، اين براى تو؛ صوت تعجّب و شگفتى) در مقام استهزا و تمسخر: «و آن گاه طمع دارى كه در بهشت شوى و صحبت حورالعين يابى! اينت محال تمنّايى و كژ تقديرى!» (١/٢٢٩). ٤. ٣. كاربرد صوت شگفتى با ساختار «وا» + اسم + «ا»، وند تكثير و تعظيم (= وا رسواييا) براى بيان عظمت و كثرت شگفتى: «عايشه گفت: يا رسول اللّه ! زنان هم برهنه باشند؟ گفت: بلى. گفت: وا سُوأتاهُ، وا رسواييا!».
٥. متمّم
١. ٥. تقديم متمّم بر مفعول: «و تو آنى كه عيسى عليه السلام به تو بشارت داد خلقان را» (١/٣٦). ٢. ٥. حذف حرف اضافه «به»، نشانه متمّمى: «و الف وصل حاجت نبودى آوردن»؛ يعنى حاجت به آوردن الف وصل نبودى (١/٥٣)؛ نيز: «چنان كه يكى از ما فعلى كند و پندارد كه [به] زيان دشمن مى كند، چون بنگرد [به] زيان خود كرده باشد» (١/١٢١). ٣. ٥. آوردن حرف را (= به) پس از متمّم به عنوان حرف نشانه: «ما، رسول را بگفتيم» (١/٣٢)؛ نيز: «ما را گفتند: ما چنان مى دانيم كه شما از نزديك اين مرد مى آييد» (همان)؛ نيز: «ايشان چيزى ما را دادند» (همان). ٤. ٥. آوردن دو حرف اضافه براى متمّم، قبل و پس از آن: حرف اضافه دوم را نشانه تأكيد مى دانند. گاهى حرف اضافه دوم، حرف نشانه متمّمى است و حرف اضافه اوّل براى تأكيد است: «و چيزى در دست داشت و به دست در مى گردانيد» (١/٤٣)؛ نيز: «و «قيلَ» در اصل «قُولَ» بوده است، نقلِ كسره «واو» كردند با «قاف» براى استثقال را» (١/١٢٣).