مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٧١
ـ «و هر چه در دست ايشان بود از زنان و فرزندان ايشان، همه باز جاى دادند.» (٩/٢٠٦)، كه امروزه به اين شكل آورده مى شود: و هر چه در دستشان بود از زنان و فرزندان، همه باز جاى دادند.
٢٢. كاربرد ضمير مفرد غايب «او» براى جاندار و غير جاندار
كاربرد ضمير غايب براى غير جاندار، ويژگى سبكى در تفسير ابوالفتوح ايجاد كرده است: ـ «فاتحة الكتاب براى آنش خوانند كه اول كتاب است و افتتاح كتاب به اوست. پس چون گشاينده است كتاب را كه خواننده گشايش قرائت به او كند» (١/٢٩). او به جاى آن در دو مورد به كار رفته است. ـ «چنان كه مكه را ام القرى خوانند، چون اصل زمين از او بوده است» (١/٢٩). او براى غير جاندار به كار رفته است. ـ «گفتم: چراش كافيه خوانند؟ گفت: براى آنكه كفايت كند از جز آن و هيچ سوره از او كفايت نكند» (١/٣١). او براى غير جاندار به كار رفته است.
٢٣. كاربرد حشو براى تأكيد
ـ «و وجوب نماز آدينه ساقط شود از نه كس: پيرى پيرو طفلى كوچك» (١٩/٢٠٣). پيرو كوچك، حشو است. ـ «نگاه كردند هاجر را و اسماعيل را. ديدند زنى و كودكى طفل تنها، بى مردى و انيسى» (٢/١٥٦). طفل براى كودكى حشو است.