مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٨٨
كتاب يك كتاب تفسيرى است و چندان غريب نيست كه تحت تأثير تفاسير عربى قرار گرفته باشد. اين تأثير هم در حوزه لغت مشهود است و هم در حوزه دستور زبان. به برخى ديگر از اين تأثيرات اشاره مى شود: به كارگيرى الاّ براى استثنا «اين نيست الاّ فرشته كريم» (٦/٣٧٨) «حكم نيست الاّ خداى را» (٦/٣٨٩) مطابقت نهاد و گزاره: گاهى به شيوه نحو عربى كه خبر مطابق با مبتدا مى آيد، ابوالفتوح نيز گزاره جمع را براى نهادِ جمع مى آورد؛ حال آنكه بايد مفرد باشد: «شما دزدانيد» (٦/٤١٥) واو حاليه: اين واو مخصوص عربى است: «زليخا در پى او و پيرهن او دريد» (٦/٣٧١)؛ يعنى در حالى كه زليخا در پى او بود. آوردن بدل به شيوه ادبيات عربى «راويان اخبار گويند سدى و...» (٦/٣٤٨). مشاهده مى شود كه نام راويان اخبار بعد از مبدلٌ منه آمده است. گويا اين عبارت ترجمه اى از اصل عربى است. به كار بردن كلمات و عبارات عربى در متن فارسى: «صفت موضوعى، محذوف است نحو العصبه والطايفه» (٦/٣٤٦) «من حيث العقل... على وجه الواحد» (٦/٣٦٤). «عند آن حال فرشتگان بگريستند» (٦/٣٤٨) «عند آن حال او را پيغمبرى داد» (٦/٣٤٩) «عند آن يعقوب گفت» (٦/٣٥٤) «عند آن زليخا مقر آمد» (٦/٣٩٧) «عند» آن حال، يعنى در آن حال. «عند» در اينجا به معناى «در» به كار رفته است. آوردن ترجمه بعد يا قبل از متن عربى: