مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٥٣
مراد از «ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً» [١] ؛ «اين تأويل آن چيزى است كه صبر بر آن نتوانستى كرد». مصلحت و حكمت آن كار است. يا مراد از آيه «يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ» [٢] ؛ «اى پدر! اين است تأويل خواب من». مصداق عينى رؤياى يوسف است كه بعدها تحقّق عينى پيدا كرد. بنابراين وقتى كه در اين گونه موارد كه خود قرآن با آوردن واژه «تأويل» در واقع مراد و مفهوم آن را نيز ـ به قرينه حال و مقام ـ به درستى و روشنى براى ما بيان داشته، چرا اين همه دچار تصوّرات و تصديقات دور از ذهن شويم و يا حالت «اكل از قفا» به خود بگيريم و در وادى وهم و خيال سير كنيم و از فهم روشن قرآن فاصله بگيريم؟! به هر حال براى نويسنده اين مقاله روشن و مبرهن است كه واو در «وَ الرّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» استينافيه است، نه عاطفه. اين ما هستيم و خود اين آيه. امّا اينكه در مواردى چه بسا مصاديقى از حقيقت تأويل براى بعضى از راسخان در علم هم، روشن و آشكار شود، نفس اين آيه درباره اثبات آن ساكت است؛ امّا ممكن است به طريق ديگرى بتوان چنين علمى را براى افراد خاصّى ثابت كرد، و من هرگز راه اثبات علم به مراحلى از تأويل را براى خاصّان بارگاه الهى نفى نمى كنم، ولى نه با اين آيه مورد بحث. ى) سوره آل عمران، آيه ٢٦: «قُلِ اللّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» ؛ «بگو: اى خداوندِ پادشاهى! بدهى پادشاهى به آن كه خواهى و بستانى پادشاهى از آن كه خواهى، و عزيز كنى آن را كه خواهى و ذليل كنى آن را كه خواهى، به دست تو است نيك، كه تو بر هر چيز توانايى». ترجمه اين آيه كاملاً موزون و مسجّع و روان و زيباست.
[١] كهف (١٨): آيه ٨٢.[٢] يوسف (١٢): آيه ١٠٠.