مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١١٥
و شست مقرمه كرده» (١١/٩٧). اوفتاده: افتاده (افزايش و كاهش واج و): «قتيبى گفت: ساقطاً اوفتاده و اين اقوال متقارب است از روى معنى» (١١/١٣٦). خوفت: خفت (افزايش و كاهش واج «و»): «و هر كه او كار نيكو كند آنچه مى كند از تمهيدكار و ساز جاى نشست و خوفت براى خود كند» (١٥/٢٦٦). «اما عيسى جعفر برفت و به گوشه اى بخوفت» (١٥/٣٩٢). بگزشت: بگذشت (جابه جايى واجهاى ز/ذ): «بگزشتند از فرمان خدايشان بگرفت ايشان را آتش و ايشان مى نگريدند» (١٨/٨٦). نبشت: نوشت (جابه جايى واجهاى ب/و): «خداى تعالى رحمت بر خود نبشته است» (٧/٣٠٥). «اين نبشته هاى جهودان است كه به دروغ نوشته اند» (٧/٣٩١). باشگونه: باژگونه (جا به جايى واجهاى ش/ژ): «آن گه نمرد بفرمود تا عصا باشگونه كردند» (١١/٢٩٦). افلاخته: «افراخته (جا به جايى واجهاى ل/ر): «گفت: نامه تو را در دو حال افلاخته باشد و در يك حال پيخته تا زنده اى نامه تو افلاخته است» (١٢/١٩٩).
٣. ساير كلمات
اندوهگن: اندوهگين (افزايش و كاهش واج «ى»): «اگر خواهيم كنيم آن را پوسيده همه روزه باشى اندوهگن» (١٨/٢٩٢). زردبام: زرد فام (جابه جايى واجهاى ب/ف): «در ربيع كميتى زردبام باشد. چون زمستان پديد آيد و هواى سرد بر او وزد، كميتى سرخ شود» (١٨/٢٦٧). شبنگاه: شبانگاه (افزايش و كاهش واج «ا»): «و سليمان را باد بامداديش يك ماه و شبنگاهش يك ماه و بگداختيم براى او چشمه مس» (١٦/٣٣).