مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٧١
از اين تفسير نقل شده است. اينك براى پى گيرى اين موضوع و آشنايى بيشتر با دايره واژگانى تفسير روض الجنان، چند نمونه ديگر از واژگان ويژه و كم كاربرد آن را پيش روى مى نهيم:
ايّام هفته
شيار: شنبه؛ اول: يكشنبه؛ اهون: دوشنبه؛ جبار: سه شنبه؛ دبار: چهارشنبه؛ مونس: پنجشنبه (٨/٢٧٩). بزرگوارى كردن: تكبر كردن، كبر و غرور ورزيدن، برتنى كردن (١/١٩٧). بزماورد: گوشت پخته كه در نان پيچند. گوشت پخته و تره و خاگينه باشد كه در نان تنك پيچند و مانند نواله سازند و با كارد پاره پاره كنند و خورند (برهان قاطع). از «بژماورد» (basmawurt) پهلوى و صورت معرّب آن زماورد آمده است. با اين وصف، چيزى مانند نواله يا سنبوسك (سنبوسه يا سمبوسه امروزى) بوده است. براى كاربرد اين كلمه بنگريد به: روض الجنان ١١/٦٢. پهريزاندن: با اين املا در فرهنگها يافت نشد. اين صورت، مقلوب «پرهيزاندن» است كه به صورت مصدر ساده «پرخيزاندن» و مصدر مركب «پرهيز دادن» هم استعمال شده است. جابه جايى واج «ه» با واج «ر» در شكل «پرهيزاندن» در مقايسه با ضبطى كه به دست داده ايم، توجيه پذير است. در املاى «پرخيزيدن» نيز علاوه بر قلب، ابدال واج «ه» به «خ» مشهود است. اين واژه به همان معنى معمول و رايج پرهيز دادن و كسى را از كارى باز داشتن و دور كردن به كار رفته است. در كردى بن فعل (ماده مضارع) اين مصدر را «پاريز» با ابدال واج «ه» به «ا» تلفّظ مى كنند. واج (صامت) «ه» يا «ح» در كردى بدل به «ا» مى گردد: شهر شار؛ سحر (افسون و جادو) سار؛ پهن پان. براى ضبط «پهريزاندن» بنگريد به: روض الجنان، ١١/٢٨، و براى صورت