مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢١٧
احمد اردبيلى (م ٩٩٣) در اواخر فصل راجع به مذاهب صوفيه و ذم عقايد ايشان، شرحى مفيد در خصوص مقبره ابوالفتوح رازى به نقل از يكى از معاصرين صاحب ترجمه مى آورد، كه عين عبارت وى ذيلاً نقل مى شود: «ابن حمزة (عليه الرحمه) در كتاب ايجاز المطالب فى ابراز المذاهب و در كتابهاى هادى الى النجاة من جميع المهلكات هر دو مى گويد كه در شهر رى حاضر بودم كه شيخ ابوالفتوح رازى [صاحب] تفسير به رحمت حق تعالى پيوست و به موجب وصيّتش در جوار مرقد امامزاده واجب التعظيم امام زاده عبدالعظيم حسنى عليه السلاممدفون گشت. پس به نيت حج متوجه مكّه معظمه شدم و در وقت برگشتن، گذارم به اصفهان و محلّت جُنْبُلان و بعضى ديگر از محلات آن شهر افتاد. ديدم آن قدر از مردم آن ديار به زيارت شيخ ابوالفتوح عجلى شافعى اصفهانى و حافظ ابونعيم، كه پدر استاد اوست و شيخ يوسف بنّاكه جد شيخ ابونعيم است و شيخ على بن سهل و امثال ايشان كه سُنّى و از مشايخ صوفيه بوده اند، مى رفتند كه شيعه شهر رى و نواحى اش هزار يك آن به زيارت امامزاده عبدالعظيم نمى رفتند، و مؤلف اين كتاب و محتاج به مغفرت حضرت رب الارباب احمد اردبيلى گويد كه: مرا گذار به اصفهان افتاد. ديدم كه مردم آن بلده شيخ ابوالفتوح عجلى شافعى را شيخ ابوالفتوح رازى نام كرده بودند و به اين بهانه به عادت پدران خويش، قبر آن سنى صوفى را زيارت مى كردند؛ اگر چه از مردم آن ديار امثال اين كردار دور نيست؛ زيرا كه ايشان پنجاه ماه زياده از ديگران نسبت به حضرت شاه ولايت ناشايست و ناسزا گفته اند و در اين زمان كه مذهب شيعه به قدر قوتى گرفته، ايشان همچنان مانند پدران چندان محبتى به شاه مردان ندارند». {-٥-}
[١] بحارالانوار، مجلّد ٢٥، ص ٥؛ فهرست منتجب الدين.[٢] معالم العلماء، چاپ جديد اقبال، ص ١٢٨.[٣] مناقب، تهران، ج ١، ص ٩.[٤] نزهة القلوب، چاپ ليدن، ص ٥٤.[٥] حديقة الشيعه، تهران، ١٢٦٠، ص ٣٣٦.