مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٨٥
نه؟ گفتم: كافيه چه باشد؟ گفت: فاتحه. گفتم: چراش كافيه خوانند؟ گفت: براى آنكه آن كفايت كند از جز آن و هيچ سوره از او كفايت نكند» (١/٣١). ٥. ١٠. واقع شدن پيشوند فعلى، مابين جزء پيشين مضارع اخبارى (مى) و مضارع ساده (فعل): «حق تعالى بفرمايد تا درى از بهشت در دوزخ گشايند، در آن جا كه منافقان باشند ايشان بنگرند، در گشاده ببينند، تاختن كنند و به روى مى درآيند (= درمى آيند) و مى خيزند و مزاحمت مى كنند و به سر يكديگر مى درافتند (= درمى افتند) تا به رنجى عظيم بدان در رسند» (١/١٢٧). ٦. ١٠. فعل مضارع اخبارى در معنى (و به جاى) مضارع التزامى: «خداى تعالى هفتاد هزار فرشته را بر او موكّل كند تا بر او صلوات مى فرستند تا به شب» (١/٢٧)؛ «خداى تعالى فرشته را برگمارد تا شيطان را از او باز مى راند؛ چنان كه شتر غريب را از حوض آب برانند» (١/٢٧). ٧. ١٠. استفاده از بن مضارع فعل به عنوان فعل امر (گِرى از مصدر گريستن): «چون داوود عليه السلام گريستى، مردمان او را گفتندى: كمتر گِرى!» (١/١٦٥). ٨. ١٠. ساختى نادر از فعل ماضى بعيد (ماضى بعيد مستمر): «عمّم فاتحة الكتاب مى خواند و آب دهن در دهن جمع مى كرد و چون چند بار خوانده بودى، آن آب دهن در دهن او كردى» (١/٣٢). ٩. ١٠. در اين تفسير كاربرد فعل مركّب زياد است و مورد توجّه مى تواند بود: «اگر گويند: چرا تكرار كرد لفظ «إيّاك» را؟ گوييم: بيان را و...» (١/٨١)؛ «تكرار كردن نام ليلا را، و عدول كردن از ذكر ضمير به اين معانى است كه ذكر كرده شد» (همان)؛ «... تصرّف كند بر وجهى كه كس را نباشد كه او را منع كند» (١/٧٦)؛ «اوّل بايد تا به دل خاشع و خاضع بود و قصد نكند به آن عبادت [جز] معبود خود را» (١/٨١)؛ «بار خدايا! اگر بدهى، شكر كنم، و اگر ندهى، صبر كنم و رضا دهم، و اگرم بخوانى، اجابت كنم، و اگرم نخوانى، عبادت كنم و بندگى به جاى آرم» (همان).