مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٨٠
شكّ و كفر و نفاق بيفزودند» (١/١٢٢). ٢٠. ٥. حرف اضافه «در» به معنى حرف اضافه «به»: «زبينكان در ايشان رسند» (١/١٢٨)؛ «طُرفَةُ العينى در خداى عاصى نشوند» (١/١٥٨). ٢١. ٥. كاربرد نادر حرف «عندِ» به معنى حرف اضافه «در» يا «در آن وقت»: «و گفتى: هر كس كه عندِ چنين حال اين كلمات بگويد، شكر عافيت گزارده باشد» (١/٦٥)؛ نيز: «و مردى كه مزدورى گرفته باشد و مزدش ندهد عند فراغ او از عمل...» (٢/٢٦)؛ نيز: «يعنى ايشان را با خود بگذاشت تا عندِ اين در شكّ و نفاق و كفر بيفزودند، آن گه آن زياده با خود حوالت كرد، چون از ايشان عندِ خذلان او بود» (١/١٢٢؛ ١/٥١). ٢٢. ٥. از كاربردهاى نادر در اين تفسير، استفاده از حرف «و» در معنى «واو حاليه» است: «چگونه كافر مى شوى به خداى و شما مرده بودى، زنده كرد شما را، پس بميراند شما را؟» (١/١٧٤). ٢٣. ٥. حرف ربط «چه» در معناى «زيرا كه»، «به خاطر اينكه»، «به دليل اينكه»: اين حرف را قيد تفسير نيز گفته اند: «... چه، قول ايشان نيز مسند باشد به رسول خدا (عليه و على آله السّلام)» (١/٥)؛ نيز: «چه، از طريق خاصّ و عام اين خبر را روايت كرده اند» (همان؛ ١/٤؛ ١/٢). ٢٤. ٥. حرف ربط «كه» در معنى «زيرا كه»، «براى اينكه»، «به اين خاطر كه»: اين حرف را قيد تفسير نيز گفته اند: «و مادر را اُمّ خوانند كه اصل فرزندان باشد» (١/٢٩)؛ «و گفته اند: براى آنش فاتحة الكتاب خوانند كه اوّل سوره كه فرود آمد، اين سوره بود» (همان). ٢٥. ٥. حرف اضافه مركّب (متمّم قيدى) «از نزديك» و «به نزديك» در معنى «از نزد»، «از پيش»، «به نظر»، «به اعتقاد»: «و من با عمَّم از نزديك رسول صلى الله عليه و آلهمى آمديم» (١/٣٢)؛ نيز: «ما را گفتند: ما چنان مى دانيم كه شما از نزديك اين مرد مى آييد كه