مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٩
محكم را، بگويد و قطع نكند على مرادِ اللّه ». [١] در پايان، او چنين نتيجه مى گيرد: «پس قديم (جَلَّ جَلالُه) گفت: تأويل آيت يعنى آن وجه معيّن كه مراد من است كه من بيان نكرده ام كسى را براى صلاحى را آن كس نداند، مگر من، و اين وجهى نكوست در تفسير اين آيت ـ وَ اللّه ُ اَعْلَمُ بِمُراده». [٢] بنابراين آنچه كه در ترجمه آمده با نظر تفسيرى ايشان كاملاً منطبق است كه در مجموع، استينافيه بودن واو را در جمله «وَ الرّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» اقوى مى داند. سورآبادى آيه را چنين ترجمه كرده است: «او آن خداست كه فرو فرستاد بر تو نامه و آن قرآن است از آن آيتهايى است محكمْ گفته و درستْ گفته و محكمْ فرستاده، آن اصل نامه است. و آيتهاى ديگر مانسته امّا آن كسان كه در دلهاى ايشان بگشتن است از حق، پس روى مى كنند كه آن را كه مانسته است، تأويل جويند از بهر جستن و آشكار كردن بدعت را و جستن معنى و عاقبت آن را. و نداند معنى و عاقبت متشابهات را مگر خدا. و آن بيخ آوران در علم گويند: گرويده ايم ما بدان، همه از نزد خداى ما است. و پند نگيرند و در نيابند، مگر خداوندان خردها». مى بينيم كه سورآبادى نيز چون ابوالفتوح رازى، واو را استينافيه گرفته است. البته او در مقام تفسير نيز اشاره به وجه ديگر آن كرده، گويد: «گروهى از مفسّران گفته اند: «وَ الرّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» عطف است بر ما تقدّم، اى تأويل متشابهات قرآن، خدا داند و راسخان علم. و بيشتر مفسّران برآن اند كه و الرّاسخون ابتدا است؛ زيرا كه تأويل متشابهات قرآن خدا داند و بس». [٣]
[١] رَوْضُ الجنان و رَوحُ الجنان فى تفسير القرآن، ج ٤، ص ١٨٤.[٢] همان .[٣] تفسير سورآبادى، به تصحيح على اكبر سعيدى سيرجانى، تهران، انتشارات فرهنگ نشر نو، ١٣٨١، ج ١، ص ٢٦٠ .