مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٣٣
به يادگار گذاشته اند و به همين جهت، براى تدوين تفسيرى چون تفسير شيخ از اين منابع ذى قيمت استفاده شد. به علاوه شعرهاى عربى در تفاسيرى چون: تفسير طبرى، مجمع البيان، كشّاف، و يا در كتب لغت مانند لسان العرب و غير آن و يا در كتابهاى مخصوص به شواهد، از قبيل: شواهد كبرى، شرح رضى بر كافيه موسوم به خزانة الادب تأليف عبدالقادر بغدادى و شواهد مغنى از سيوطى و شواهد كتاب سيبويه و مانند آنها ديده مى شوند. بنا به جهات مذكور، اگر در تفسير شيخ اشعار تازى بيش از اشعار فارسى ديده مى شود، جاى تعجب نيست؛ زيرا مقتضاى تفسير، استشهاد به شعر عربى است. امّا اشعار فارسى، اگر چه شماره آنها بسيار اندك و نسبت به حجم كتاب تفسير ناچيز است، با وجود اين، از نظر روانى و سادگى و خالى بودن از صنايع و تكلّفات شعرى در خور توجه و ارزش است. از اين گذشته، ممكن است پاره اى از اين اشعار فارسى را جز در همين تفسير در جاى ديگرى نتوان يافت؛ زيرا دواوين شعرا و مجموعه ادبيات پارسى درى، تاكنون بارها بر دست جاهلان متعصّب و غارتگران وحشى دستخوش پريشانى گرديده و شيرازه آن از هم پاشيده شده و اوراق آن را طوفانهاى حوادث و سوانح زمان پراكنده و نابود ساخته است. هر اندازه و قدر از آن اوراق يافته شود، غنيمتى است كه از آن گنجينه گرانبها باز يافته ايم. آنچه موجب تأسف است، اين است كه مؤلف در اثناى ذكر آن شعرها از نام شاعر و سراينده آن خوددارى و يا غفلت كرده و تنها به ذكر اشعار مورد تمثّل اكتفا نموده كه ممكن است علت آن شهرت شاعران و معروفيت ايشان در عصر شيخ بوده باشد. ابوالفتوح اشعار را بيشتر در موارد زير به كار برده است:
الف) كاربرد اشعار به اسلوب وعظ و تذكير
اصولاً از قرن چهارم، سرودن شعر وعظ و اندرز و حكمت شروع مى شود و چند تن از شعرا مخصوصاً كسايى (ولادت ٣٤١ق) و پس از وى ناصر خسرو (ولادت