مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٣٠
وصيت كردى به تقوا و ترسكارى در خاصه نفس خود و ...» (٣/٦٩). تقوا و ترسكارى. ـ «گفتم: خايب و خاسر باشد آن كس كه چنين كند، از كجا ايمن باشيد كه غضب و خشم خداى به شما فرود آيد از خشم رسول؟» (٩/٢٩٥) خايب و خاسر؛ غضب و خشم. ـ «چون ثقل و گرانى عرش به ايشان رسيد، ايشان گفتند: لا حول و لا قوه الا باللّه العلى العظيم؛ آن بار بر ايشان آسان شد» (١٧/٩).
١١. كاربرد برخى حروف اضافه
در اين تفسير عزيز، كاربرد حروف اضافه نيز تابع ويژگيهاى سبكى خاصى است كه با كاربردهاى امروزى اندكى تفاوت دارد. برخى از حروف اضافه در معناى امروزى به كار رفته اند و برخى ديگر تابع ساختار كهن تر زبان اند؛ به گونه اى كه امروزه آن معانى يا فراموش و يا بسيار محدود شده اند: حرف اضافه «به» در معنى «از»: «مراد به «ام» در بيت، حصنى است بلند كه ايشان به آن جا شدندى» (١/٣٠). «مراد به سما، آسمان است و آب باران از آسمان مى آيد» (١/١٥٤). حرف اضافه «به» در معنى «با»: «هيچ چيز نيست كه خداى تعالى دوستر دارد از اين كلمه؛ براى آنكه بر خود ثنا گفت به اين كلمه» (١/٦٤). حرف اضافه «به» در معنى «براى»: «من به شما خوارى و آسانى و راحت خواهم؛ رنج و دشوارى نخواهم» (٣/٣٥) حرف اضافه «با» در معنى «به سوى»: «براى آن ام الكتاب خوانند او را كه «ام» آن باشد كه مرجع و مقصد با او باشد» (١/٢٩). «و عرب زمين را نيز «ام» خواند؛ براى آنكه معاد خلق در حيات و ممات با