مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٤٩
(١١/٦٣). ـ «گوييم براى آن تخصيص كرد حالت كبر را كه آن حالت ضعف باشد و مساس حاجت به خدمتكار و مراعى و براى اين در مثل آورده اند كه: فلان أبّر من النسر ؛ براى آنكه كركس چون پير شود و او را نهوض نباشد بچگان او او را زقه كنند، به مانند آنكه مادر و پدر ايشان را زقه كرده باشند» (١٢/٢١٠). ـ «و دوم از اشكال كه اشتباه است و قول اول روشن تر است؛ براى آنكه مورد اين مورد آن مثل است كه گفتند: كل أمر يشبهه فعله و كل رجل وضيعته و كل إناء يترشح بما فيه » (١٢/٢٨٣). ـ «معنى آيت بر معنى آن بود كه خداى تعالى گفت: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ» [١] و در مثل: كل اناء يترشح بما فيه و اشبه امر، بعض اثره ؛ يعنى سخن ناسزا از مردم ناپارسا آيد و اين قول عبداللّه عباس و بيشتر مفسران است» (١٤/١١٥). ـ «و گفتند: نزديك باشد كه ببيند و نبيند؛ چنان كه كاد العروس أن يكون أميراً و كاد النعام يطير ، و او را امارت نباشد و آن را طيران» (١٤/١٦٢). ـ « «فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمّا خِفْتُكُمْ» ؛ بگريختم از شما؛ چون ترسيدم مرا بكشى و عقل اقتضاى آن كند، آن جا كه قوت ايستادن نباشد و از اينجاست كه اين حديث مثل شد كه: الفرار مما لا يطاق من سنن المرسلين ؛ گريختن از آنچه به آن طاقت و پاى ندارند؛ سنت پيغمبران است» (١٤/٣١٢). ـ و بعضى اهل معانى گفتند: مراد نه عرض است كه خلاف طول باشد و انما مراد سعت و فراخى و بزرگى است؛ چنان كه عرب گويد: اعرض من الدهنا اى اوسع » (٥/٦٧). ـ «گفت حسد حسنات را همچنان خورد كه آتش هيزم را و حاسد اين همه براى
[١] اسراء (١٧): آيه ٨٤ .