مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٧٨
بودى، زنده كرد شما را. پس بميراند شما، پس زنده كند شما را، پس با او برند شما را» [١] (١/١٨٤). ٣. ٥. حرف «با» در معناى معيّت و همراهى: «اگر من آن روزگار دريابم با تو جهاد كنم» (١/٣٦). ٤. ٥. حرف «بر» يا «برِ» در معنى «نزدِ» و «پيشِ»: «عبدالمسيح بن نُفَيلَة الغَسّانى را بَرِ او فرستادند» (١/٤٢)؛ «گفت: من از بَرِ شيطان مى آيم» (١/٤٣). ٥. ٥. حرف «بر» در معنى «در»: «در سراى بنشان كردم و بر دگر روز باز آمدم تا چه حالت است» (١/١٦٦). ٦. ٥. حرف اضافه مركّب: «بر مانند» در معنى «به مانند»، «به مثل»، «مانند»: «و تو بر مانند آنى كه عيسى عليه السلام بود» (١/٣٦). ٧. ٥. حرف «به» در معنى «به مانند»، «به مثل» «مانند»: «و... خداى تعالى، كوهها را بيافريد و به ميخ زمين كرد تا دوخته شد» (١/١٥٦). ٨. ٥. حرف «به» در معنى حرف اضافه «در»: «با رسول صلى الله عليه و آله به غزايى بوديم» (١/٣٢)؛ «چون رسول صلى الله عليه و آله به مكّه برخاست به اداى رسالت...» (١/٣٤). ٩. ٥. حرف «ب» در معنى «براى» (بدو = به او، براى او): «اميرالمؤمنين على عليه السلامكلاهى بدو فرستاد» (١/٤٢)؛ «زنان اهل حيره بيرون آمدندى، زنبيل بر سر گرفته، بيشتر از يك نان برنگرفتندى به زاد تا شام شدندى» (١/٤٣؛ ١/١٥٨). ١٠. ٥. حرف «به» در معنى «از»: «رسول (عليه الصّلوة و السّلام) با جماعتى به گورستانى بگذشت» (١/٤١). ١١. ٥. حرف «به» در معنى «در ازاى»، «در برابر»، «به جاى»، «در عوض»: «و... هر كه اين آيت بخواند، خداى تعالى او را به هر حرفى چهار هزار حسنه بنويسد
[١] بقره (٢): آيه ٢٨.[٢] بقره (٢): آيه ٢٣.[٣] بقره (٢): آيه ٣ .