مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٣٦
٣. در جلد يكم صفحه ٤٥٩ در تفسير آيه: «فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ» [١] به مناسبت مقام، رباعى ذيل را ذكر كرده: سيمرغ نه اى كه بى تو نام تو برندطاووس نه اى كه با تو در تو نگرند بلبل نه كه بر نواى تو جامه درندآخر تو چه مرغى و تو را با چه خرند سپس، به اين بيت استشهاد مى كند: از درد دل محبّ حبيب آگه نيستمى نالد بيمار و طبيب آگه نيست ٤. در صفحه ٦٣٧ از جلد يكم در تفسير آيه «قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ» [٢] . و در بيان اينكه مراد مرگ حقيقى نيست، بلكه كنايه از شدت خشم است در كلام عرب نگويد: «و در كلام ما [يعنى در زبان فارسى] همچنين چنان كه شاعر گفت: شعر، مصراع: «خاموش باش، خشك فرو پژمر و بمير» ٥. در جلد يكم صفحه ٦٥٦ در تفسير آيه: «وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ» [٣] گويد: «و شاعرى از پارسيان ممدوح خود را تسليت مى دهد از وهنى كه در يكى از جنگها در لشكر او افتاد، مى گويد: اى خداوند! گر از لشكر تو پيش روىبى تو در حرب گرفتار شد الحرب سجال نه همه ساله ظفر اهل ظفر يافته انديا نه هرگز نه چشيده است بدى نيك سگال گر همه ساله بود كامروا مردم نيكپس چه بود آن همه ناكامى پيغمبر و آل».
[١] بقره (٢): آيه ٢٦٠.[٢] آل عمران (٣): آيه ١١٩.[٣] آل عمران (٣): آيه ١٣٩.