مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٨٨
سراى او افتادى و سراهاى او بسوختى (= بسوزاندى)، و در سراهاى قبطيان افتادى و بسوختى (= بسوزاندى) (١/٢٧١). ٢٢. ١٠. تقديم «ب» تأكيد بر «ن» نفى: «و هيچ سورت و آيت به جاى اين بنه ايستد» (١/٣٧)؛ «يعنى اينان چيزى بنخواهند شنيدن و ديدن و دانستن» (١/١١٤)؛ «بنكشند» (١/٦٦١)؛ «بنكرد» (١/١٠٦»؛ «بنايستادى» (١/٦٠٤)؛ «بنخوريم» (١/٣٢). ٢٣. ١٠. فاصله افتادن بين پيشوند نفى «ن» (با املاى «نه») و فعل: «ونفاق عمل آن باشد كه آنچه كند از طاعت، نه از دل كند و با اخلاص نكند، و غرضش نه تقرّب به خداى بود» (١/١٣٤). ٢٤. ١٠. پيشوند منفى ساز «نه»، علاوه بر اينكه جداى از فعل خاص نوشته مى شود، به فعل ربطى نيز نمى چسبد: «گفتند: يا رسول اللّه ! ما برادران تو نه ايم؟» (١/١٠٤). ٢٥. ١٠. در ساخت فعل دعايى از «ا» دعا، پيش از شناسه «د» استفاده شده است: «خداى ايشان را مخذول بكناد!» (١/١٢٢)؛ «خداى بيفزاياد ايشان را بيمارى» (همان)؛ «قريش گفتند: دَقَّ اللّه ُ فاكَ؛ خداى تعالى دهانت بشكناد» (١/٣٤). ٢٦. ١٠. كاربرد فعل منفى دعايى با افزودن پيشوند منفى ساز «ن » يا «م.» بر سر فعل دعا: «من مى ترسم كه نبادا كه منافق باشم» (١/١٣٤)؛ «من مى ترسم كه مبادا كه من منافق باشم» (همان). ٢٧. ١٠. حذف پيشوند فعل؛ همانند پيشوند «باز»: «و معنى آيت آن بود كه: وبال خِداع ايشان با دنيا و آخرت جز به ايشان نخواهد گشتن» (١/١٢١). ٢٨. ١٠. حذف مكمّل فعل: «پس از آن حديث مكر ابليس گفت كه كرد تا آدم را از بهشت به در آورد» (١/٢١٥). در اين جمله به جاى فعل مركّب «مكر كرد»، تنها