مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٧
... اين تفسير فارسى او در رشاقت [١] تحرير و عذوبت تقرير و دقت نظر، بى نظير است. چنين داورى هاى عالمانه و منصفانه اى درباره زبان و نثر ابوالفتوح در روض الجنان فراوان است. [٢]
٢ ـ ٢. شيوه خطابى
«تفسير ابوالفتوح بر جنبه خطابى مبتنى است و در اين شيوه، تحت تأثير شغل و پيشه خود است. مرحوم حسين كريمان در مقايسه تفسير ابوالفتوح و مجمع البيان، به درستى اين نكته را تأكيد مى كند: «تفسير ابوالفتوح بر جنبه خطابى مبتنى است و همچون سخنان منبريان، بى آنكه در هيچ يك از اين جهات استقصا و غررى به عمل آيد، اشاراتى دارد و مباحث آن چنان است كه عامه مردم اهل سواد از آن كمابيش بهره مى گيرند؛ بر خلاف مجمع البيان كه تفسيرى درسى است و به جهات و جوانبى محدود ناظر است؛ لكن در هر يك از اين جهات، جانب تحقيق و تتبّع را رعايت مى كند و در هر مبحث با دقتى شگرف، موى شكافى به عمل مى آورد. شايد سبب اين مهم آن باشد كه ابوالفتوح همان گونه كه در قول منتجب الدين مشهود است، واعظِ منبرى بوده و به اين شيوه اُنسى تمام داشته است و طبرسى، چنان كه از سخن بيهقى در تاريخ بيهق برمى آيد، [٣] مدرّس بوده و با بحث و فحص و تحقيق سر و كار داشته است». [٤]
[١] گفتنى است كه در متن اصلى قاضى نور اللّه شوشترى كلمه «وثاقت» آمده است: اما مرحوم علامه قزوينى آن را به «رشاقت» تبديل كرده است و دليل آن روشن است. رشاقت، يعنى: زيبايى و نكويى. (ر.ك: انورى، فرهنگ بزرگ سخن، ج ٤، ص ٣٦٢٩).[٢] ر.ك: مقالات شناختامه ابوالفتوح رازى، در جلد نخست اين اثر، چندين مقاله درباره مهارت هاى قلمى شيخ سخن رفته است.[٣] ر.ك: تاريخ بيهق، ص ٢٤٢.[٤] كريمان، طبرسى و مجمع البيان، ص ٢١٠.