مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٨٦
١٠. ١٠. كاربرد نادرى از فعل اسنادى «است» به صورت «استى»: «در مورد آيه چنان استى كه گروهى از سر تحكّم و تعذّر گفتند: ما برويم» (٢/١٧٣). ١١. ١٠. استفاده از فعل «هست» به جاى فعل ربطى «است»: «اضاء هم لازم هست و هم متعدّى (هست)» (١/١٣٧). ١٢. ١٠. كاربرد «هست» به جاى «است» و به عنوان فعل خاص در معنى «وجود داشتن»: «از وراى ايشان زمينى هست سپيد، چون رخام» (١/٧٢)؛ نيز: «و مصداق اين در كتاب مجيد هست» (١/٦٩)؛ نيز: «امّا در عرف، فرقى هست ميان ايشان» (١/٧٦). ١٣. ١٠. ساخت مضارع اخبارى از مصدر «بودن» يا «باشيدن» در معنى «است»: «زلزله زمين از آنجا مى باشد» (١/١٥٧). ١٤. ١٠. ساخت مضارع اخبارى از مصدر «داشتن» به جاى مضارع ساده (دارى): «يعنى از مردم شرم مى دارى؟» (١/١٧٦). ١٥. ١٠. كاربرد ماضى استمرارى از مصدر «بودن» به دو صورت «بودى» و «بُدى» براى اجتناب از تكرار يك صورت از فعل: «مثل حكم ثابت به نصّ اول در مستقبل روزگار بر وجهى كه اگر نه آن بودى، ثابت بُدى به نصّ اوّل با تراخيش از او» (١/٥). ١٦. ١٠. همچنين كاربرد دو صورت مختلف از فعل در يك معنى، براى پرهيز از تكرار (باشد ـ بُوَد): «بل هر صيغتى كه عموم را دعوى كردند، صالح باشد عموم را و خصوص را و مشترك بُوَد ميان هر دو» (١/٧ ـ ٨). ١٧. ١٠. آوردن فعل مضارع با شناسه دوم شخص مفرد به جاى ساخت دوم شخص جمع («كنى» و «روى» به جاى «كنيد» و «رويد»): ظاهراً در اينجا حذف شناسه روى داده است؛ يعنى از شناسه دوم شخص جمع «يد» حرف «د» حذف شده و تنها حرف «ى» باقى مانده. ناگفته نماند كه اين كاربرد از ويژگيهاى گويشى