مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٤١
لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللّهِ» [١] گويد: «و اين حقيقت نيست؛ بر سبيل مثل است و طريق مبالغه و مانند اين در كلام عرب و عجم و اشعار ايشان بسيار است. قال ابن دُرَيد: لَو لايَسَ الفَخْرَ الأَصَمَّ بَعضُ مايَلقاهُ قَلبي فَضَّ أَصلادَ الصَّفا و شاعر پارسى گويد: گر كوه غمان ما كشيدى ماهىكوه از غم ما گداختى چون كاهى». ١٨. در جلد پنجم، صفحه ٥٩٧، در تفسير آيه: «إِذا جاءَ نَصْرُ اللّهِ وَ الْفَتْحُ» [٢] گويد: «هر كار كه به نهايت رسد، وقت زوال بود آن را؛ چنان كه شاعر گفت: اذا تَمَّ أمْرٌ بَدَأَ نَقْصُهُتَرَقّبْ زوالاً إذا قيلَ تَمَّ و شاعر پارسيان گفت: «پيمانه چو پُر شود بگردانندش». ١٩. و نيز در جلد اول صفحه ٦٤٠ در مدح حضرت على عليه السلام اين شعر را آورده: «تا لاجرم ز سدره همى گفت جبرئيلبر دست زور [و] پنجه بازوش لافتى».
اشعار و شواهد عربى تفسير ابوالفتوح
اشعار عربى موجود اين تفسير، كه قريب به چهار هزار بيت مى رسد، همانند ديوان كاملى است كه در سراسر اين تفسير كبير گنجانده شده و اقيانوسى است متلاطم و دريايى است موّاج و دُرر و جواهر بسيار در آن نهفته است. تفحّص و جست و جو در اشعار تفسير كبير شيخ كارى است بسيار بزرگ و گسترده و افتخارآفرين در ادبيات عربى، و تا ابد جاويد و ماندگار خواهد بود. براى اين كار، منابع بسيار فراوانى بايد جمع آورى شود و كليّه كتب ادبى و دوادين عربى از اطراف و اكناف در اختيار محقق قرار گيرد تا بتواند در اين مسير گام
[١] حشر (٥٩): آيه ٢١.[٢] نصر (١١٠): آيه ١.