مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٣
حكايت را يافت. چنان كه بسيارى از محققان متذكر شده اند، اين تعمد و تعهد به آوردن حكايات دينى و اخلاقى، متأثر از روشِ مردمى ابوالفتوح در تفسيرنگارى است. [١] از ديدگاهى بايد گفت تفسير ابوالفتوح ادامه دهنده سنتِ تفسيرهاى قصصى يا قصه گو است كه در شيوه تفسيرنويسى فارسى نمونه هايى ممتاز چون تفسير طبرى و تفسير سورآبادى دارد. بنابراين طبيعى است كه ابوالفتوح در تبعيت از اين سنت پارسى بر تفاسير فارسى پيش از خود توجه داشته باشد. توجه او به كتاب هاى قصصِ غير فارسى همچون عرائس ثعلبى نيشابورى و تفسير او نيز كه صبغه قصه گويى دارد، مؤيد علاقه او به ذكر قصص است. همچنين گذشته از تأثير سنت قصه گويى در تفسيرنويسى فارسى، نبايد فراموش كرد كه ابوالفتوح از آنجا كه واعظى برجسته بود، نيز گرايشى طبيعى به ذكر قصص داشت كه در وعظ مقامى ويژه دارد. [مرحوم دكتر عسكر] حقوقى بخشى از قصص مذكور را در تفسير ابوالفتوح گرد آورده و در مجلّدى جداگانه منتشر كرده است. [٢] قصص و حكاياتى كه ابوالفتوح در روض الجنان مى آورد، اعم از قصص انبيا و حكايات عرفانى است. پسامد اين داستان ها به قدرى است كه مى توان روض الجنان را منبعى عظيم و پربها از داستان هاى تاريخى و اخلاقى دانست. اين داستان ها اگر چه برخى بدون نقادى و آلوده به اسرائيليات است، [٣] اما همگى براى تعميق انديشه هاى دينى و ساده تر كردن آموزه هاى قرآنى است. مرحوم علامه شعرانى در توجيه برى قصص و حكايت هاى روض الجنان مى نويسد: «از چند جهت او را مصيب بايد شمرد: يكى آنكه غالب وقايع به وجه مختلف روايت شده و خواننده
[١] انتشارات بنياد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى، چاپ اول، سال ١٣٨٠.[٢] دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج ١، ص ١١٣.[٣] ر.ك: دائرة المعارف تشيع، ج ٤، ص ٥١٢.