مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٤٨
{ بدان كسى كه فزون از تو آرزو چه كنى بدان نگر كه به حال تو آرزومند است (١٣/١٩٩) } { گر انده دل نه اختيار است تو رابا آنكه نه كارست چه كار است تو را (٨/٣٨٣) }
٢. استفاده از امثال عربى و فارسى
به ضرورت، در تفسير آيات و عبارات از امثال و تعابير مشهور فارسى و عربى استفاده شده است و اين كاربرد از باب تفنّن و صنعت سازى نبوده؛ بلكه براى تشريح و توضيح يا اثبات معنا و مفهومى از آنها بهره گرفته شده است: ـ «حسن بصرى را گفتند: مؤمن حسد برد؟ گفت: اى سبحان اللّه برادران يوسف را فراموش كردى؟ و از اينجا گفتند: الأب جلاّب و الأخ سلاّب ؛ پدر جمع كننده باشد و برادران رباينده» (١١/١٨). ـ «عبداللّه عباس گفت: ضرب تازيانه خواست و اين آن مثل ساير است كه گفته اند: رمتنى بدايها و انسلت ، و دگر مثل كه گفته اند: خذ اللص من قبل ان ياخذك ، و ما گوييم دزدباش و مرد باش» (١١/٥٦). ـ «و اهل معانى گفته اند: معنى آن است كه: چون كسى باشد كه خواهد كه آب در قبض گيرد، آب در دست او بنايستد و اين مثلى است عرب را معروف: فلان كالقابض على الماء ، إذا طلب أمراً مستحيلاً» (١١/٢٠٣). ـ «و اين نيز نعمتى است از خداى تعالى كه اعلام گرد شما را كه اگر شكر من كنى، نعمت بر شما زيادت كنم و گفته اند: الشكر قيد النعمه و صيدلها قيد است نعمت حاصل را قيد است و بند است» (١١/٢٥١). ـ «عبداللّه مسعود گفت: العسل شفاء للناس و القرآن شفاء لما فى الصدور ؛ انگبين شفاى مردمان است و قرآن شفاى دل ها است؛ يعنى من الشك و الشبهه»