مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٩٤
٦. ٢. كاربرد نقش نهادى به همراه حرف «را» (راى نهادى) به شكلى خاص: نهاد + را + يكى از مشتقّات «بودن» (غالباً «بايد») + فعل در وجه مصدرى: «شما را توبه بايد كردن» (١/٢٩٣)؛ نيز: «يكى همچنين كه گفتيم و ديگر آنكه امام را نبايد گفتن، امّا مأموم را ببايد گفتن» (١/٩٠). ٧. ٢. تأخير نهاد: «و به هر دو قرائت نيكو نباشد فصل كردن بين الصّفة و الموصوف» (١/٤٦)؛ نيز: «اُمَّش براى آن خوانند كه مجمع علوم و فضايل است». (٣٠ ـ ١/٢٩).
٣. موارد حذف
١. ٣. حذف فعل به قرينه لفظى: «سورة البقره بياموزى كه اخذش بركت است و تركش حسرت (است)» (١/٩٢)؛ نيز: «فضيل عياض گفت: تقوا آن باشد كه براى مردمان آن خواهد كه براى خود «خواهد» (١/١٠١)؛ نيز: «سهل بن عبداللّه گفت: تقوا آن باشد كه بپرهيزى به دل از غفلات و (بپرهيزى) به نفس از شهوت و (بپرهيزى) به حلق از لذّات و به جوارح از سيّئات» (١/١٠١)؛ نيز: «و از جمله الطاف يكى بعثت رسل است و يكى انزال كتب (است)؛ چه مكلّفان عندِ آن به طاعت نزديك شوند و از معصيت دور (شوند)» (١/١؛ نيز ١/٩٣). ٢. ٣. حذف بخش يا نقشى از جمله: «دو خط بكشيد: يكى از جانب چپ خود و يكى از (جانب) راست خود» (١/٨٥). ٣. ٣. حذف افعال معطوف: اين حذف به گونه اى است كه از فعل مركّب معطوف، تنها صفت مفعولى آن باقى مى ماند و فعل معين آن حذف مى شود: «و آن سطرها و ورقها كه نوشته بودند و تحريف كرده و بگردانيده، عرضه كردند و بر ايشان تلبيس كردند و ايشان را از ره بيفكندند» (١/١٤٨). با همه اين ها در موارد بسيارى فعل قرينه تكرار مى شود: «سپاس خداى را كه