مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٨٩
همكرد آن يعنى «كرد» ذكر شده است. در جمله زير مكمّل فعل مركّب «منع كردن» ـ به قرينه لفظى ـ حذف شده و همكرد آن به تنهايى به كار رفته است: «درست آن است كه ايشان را منع كه كردند، از خوردن كردند» (١/٢١٩). ٢٩. ١٠. فعل معين (همراه فعل در وجه مصدرى): «و قصّه اى كه متعلّق باشد به آيت، ببايد گفتن به مقدار آنكه گزارش معنى آن بباشد» (١/٢). ٣٠. ١٠. همكرد مصدر مركّب: «وميثاق، مفعال باشد از وثيقه، و آن استوار بكردن عهد باشد» (١/١٨٣). ٣١. ١٠. تقديم «مى بر جزء پيشين افعال پيشوندى: «اى بيچاره! همه روز براى خود آتشى عظيم مى برافروزى» (١/٢٥٠). ٣٢. ١٠. يكى از كاربردهاى پربسامد، ساخت فعل در وجه مصدرى به كمك فعلهاى معين «بايد»، «شايد»، «خواهد» و «يارد» است: «گفت: خويش را به دست خود ببايد كشتن» (١/٢٩٣)؛ نيز: «قول بيشتر فقهاست كه: در هر نمازى عقيب افتتاح نماز، پيش از قرائت، استعاذه بايد گفتن و مذهب مالك آن است كه: جز در نماز فرايض در ماه رمضان نبايد گفتن» (١/٢٦)؛ نيز: «و گفتند: براى آنش مفصّل خوانند كه فصل بسيار بايد كردن از ميان دو سوره بسم اللّه الرحمن الرحيم» (١/١٧)؛ نيز: «... چه قول ايشان نيز مسند باشد به رسول خدا (عليه و على آله السّلام) و به رأى خود تفسير نشايد كردن» (١/٥)؛ نيز: «ابويوسف گفت: استعاذه پيش از تكبيرات بايد كردن و محمّد بن الحسن گفت: پس از تكبيرات، چون قرائت خواهد خواندن» (١/٢٦)؛ نيز: «هرگه كه همّت كند به مانند آن در او نگرد، نيارد كردن» (١/١٥٦). ٣٣. ١٠. استفاده از ساخت متعدّى (گذراى به مفعول و متمّم) مصدر «شنيدن» به صورت شنوانيدن: «تو مردگان را چيزى نتوانى شنوانيدن» (١/١١٤). ٣٤. ١٠. ساخت فعل مجهول بر اساس نمودار «صفت مفعولى از فعل اصلى +