مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٨٧
است كه در گويش رازى و تفسير روض الجنان هم ديده مى شود: «گفت: اگر خواهى كه زندگانى شما زندگانى سعيدان باشد و مرگ شما مرگ شهيدان باشد و نجات يابى روز قيامت و سايه يابى روز گرما و راه يابى روز گمراهى، درس قرآن كنى كه آن كلام خداى رحمان است» (١/٢١)؛ نيز: «خداى تعالى ايشان را گويد: اى حاملان قرآن! دوستى كنى با من به حرمت داشت شما كتاب مرا، من دوستى شما بيفزايم و شما را دوست داشته گردانم به خلقان خود» (١/٢٠)؛ نيز: «كجااند حاملان كتاب خداى تعالى؟ بر اين منبرهاى نورنشينى كه شما را ترسى و اندوهى نيست تا خداى تعالى حساب خلقان بكند» (همان)؛ نيز «و امر چنين باشد كه: ابتدا كنى به كارها به نام من» (١/٥٠). در نمونه زير، شيخ ابوالفتوح هر دو صورت اين فعل (با حذف «د» و بدون حذف) را به كار داشته است: «رسول عليه السلام به نزديك قريش آمد و ايشان در مسجدالحرام بتان را بياراسته بودند، ايشان را ملامت كرد. گفت: شرم نداريد كه دين پدر خود ابراهيم و اسماعيل رها كرده، جمادى را مى پرستى؟» (١/٥٤٦). ١٨. ١٠. ساخت فعل امر به صيغه دوم شخص جمع با حذف حرف «د» از شناسه فعل «يد»: «و امر چنين باشد كه: ابتدا كنى به كارها به نام من» (١/٥٠)؛ نيز: «... و از من بترسى» (١/٢٣٦). ١٩. ١٠. ابوالفتوح فعل فارسى را به تقليد از قواعد عربى، با افزودن «به = ب» تعديّه، متعدّى ساخته است: «و مخريد به آيتهاى من بهاى اندك»، در ترجمه «وَ لا تَشْتَرُوا بِ» (١/٢٣٦). ٢٠. ١٠. به كار بردن فعل «بريزيد» از مصدر «ريزيدن» به جاى ريختن: «چون هوا بر او آمد، خشك شد و برگهاى او بريزيد» (١/٢٣٥). ٢١. ١٠. فعل لازم در معنى متعدّى: «اين خبر است از عِظَم شأن آتش دوزخ كه از قوَّت به آن جا باشد كه سنگها سوزد (= بسوزاند) (١/١٦٤)؛ نيز: «و آتش در