مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٨٢
٥. ٦. حرف «را» در معنى «به»: «آن گه گفت: آنچه ايشان را دهى، بر وجه عطيّه دهى» (١/٤١)؛ نيز: «رسول صلى الله عليه و آله يكى را از جمله عرب گفت...» (١/٦٧)؛ نيز: «ما رسول را بگفتيم» (١/٣٢)؛ نيز: «ايشان ما را چيزى دادند» (همان)؛ نيز: «ما را گفتند: ما چنان مى دانيم كه شما از نزديك اين مرد مى آييد» (همان). ٦. ٦. «راى» فكِّ اضافه «را = كسره اضافه): «تكرار كردن نام ليلا را (= تكرار كردن نام ليلا)، و عدول كردن از ذكر ضمير به اين معانى است كه ذكر كرده شد» (١/٨١)؛ نيز «امر است به هبوط، آدم را و حوّا و ابليس را» (١/٢٣٢)؛ «از آنكه از [همه] علوم كه اين كتاب عزيز متضمِّن است آن را و مشتمل است بر آن با بهره باشد» (١/٢). ٧. ٦. «راى» تخصيص: «سپاس خداى را كه بردارنده اين ايوان است» (١/١). ٨. ٦. حرف «را» در معنى «با»: «و تأويل آيات متشابه بر وفق اصول كند؛ چنان كه ادلّه عقل اقتضاى آن كند و مطابق بود آيات محكم را» (١/٢). ٩. ٦. كاربرد نوعى از «را» موسوم به «راى» تغيير فعل. اين نوع از «را» با يكى از افعال ربطى يا اسنادى به كار مى رود و آن فعل را به يكى از مشتقّات «داشتن» تبديل مى كند: «بدان كه اين سوره را ده نام است»؛ يعنى بدان كه اين سوره ده نام دارد (١/٢٩)؛ نيز: «از عبداللّه عباس شنيدم كه او گفت هر چيز را اساسى هست»؛ يعنى هر چيزى اساسى دارد (١/٣١)؛ نيز: «... چه اصحاب ما را تفسيرى نيست مشتمل بر اين انواع» يعنى تفسيرى مشتمل بر اين انواع ندارند (٢/١)؛ نيز: «گفت تو را چند سال است؟» يعنى تو چند سال دارى؟ (١/٤٣؛ ١/١٦).
٧. حروف استثنا
١. ٧. استفاده از «مگر» به عنوان حرف استثنا و به معنى «الاّ»، «جز»، «به غير از»: «تو را خبر دهم به آيتى كه پس از سليمان پيغمبر بر كس فرو نيامد، مگر بر من» (١/٤٦). ٢. ٧. كاربرد حرف استثناى مركّب «و الاّ» كه امروزه نيز معمول است: «و