مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٨١
دعوى پيغمبرى مى كند» (١/٣٢)؛ نيز: «به نزديك شما هيچ چيزى هست كه او را در آن راحتى باشد؟ عمَّم گفت: بلى، ما را به نزديك آن ديوانه بردند» (همان)؛ نيز: «و ديگر سورتها روا باشد كه بعضى خوانند به نزديك فقها در فرايض و به نزديك ما در نوافل» (١/٣١)؛ نيز: «مردى به نزديك شعبى آمد و بناليد از درد پهلو» (همان).
٦. انواع كاربرد حرف «را»
١. ٦. حرف «را» در معنى حرف «از»: «خداى تعالى دعايش اجابت كرد و كافران را دمار برآورد» (١/٧٠)؛ نيز: «و ما را مردى ديوانه شده است و او را در بند كرده ايم» (١/٣٢)؛ نيز: «متّقى آن باشد كه آنچه حلال باشد، رها كند ترس آن را كه نبادا كه در حرام افتد» (١/١٠١)؛ «چنانكه اصحاب رعد انگشت در گوش نهند ترس آن را كه نبادا كه چيزى شنوند كه موافق رأى ايشان نباشد» (١/١٤٩)؛ نيز «ما خدا راييم»، در ترجمه «إِنّا لِلّهِ» (شعرانى، ١/٣٨٨). ٢. ٦. حرف «را» در معنى «بر»: «استغفار كند تا آن گاه كه شيطان را غلبه كند و عاجز به استغفار» (١/٢٢٩)؛ «خداى تعالى گفت: استحقاق آدم خلافت را معلوم شد شما را (= بر شما) كه فريشتگانى» (١/٢٠٥)؛ نيز «هر گاه كه روشن شود ايشان را، بروند در او و چون تاريك شود بر ايشان بايستند» (١/١١٧). ٣. ٦. حرف «را» به معنى «براى»: «هر كه اين آيت بخواند، خداى تعالى او را به هر حرفى چهار هزار حسنه بنويسد» (١/٤١)؛ نيز «خداى تعالى گفت: استحقاق آدم خلافت را (براى خلافت) معلوم شد شما را كه فريشتگانى» (١/٢٠٥). ٤. ٦. گاهى حرف «را» با حرف «براى» به كار برده مى شود و ظاهراً اين امر به قصد تأكيد است: «حمل بر عموم كردن اولى تر بود براى كثرت فايده را» (١/٣٨٨)؛ نيز: «و خداى را (جلّ جلاله) عالم خوانند و متيقّن نخوانند براى اين را كه گفتيم» (١/١٠٨).