مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٧٦
فاتحه الكتاب براى آنش خوانند كه اوّلِ كتاب است و افتتاح كتاب به اوست. پس چون گشاينده است كتاب را كه خواننده گشايش قرائت به او كند و هر كس كه تيمّن و تبرّك خواهد ابتداى هر كار به او كند، فاتحه خوانند او را» (١/٢٩). ٩. ٣. گاهى به جاى ضمير «آن» از ضمير «وى» استفاده شده است: «مردى به نزديك شعبى آمد و در او بناليد از درد پهلو... . گفت: برو اساس قرآن بر وى خوان» (١/٣١). ١٠. ٣. گاهى نيز ضمير «او» و «آن» هر دو در جمله ها و عبارتها به كار رفته اند: «گفتم: چراش كافيه خوانند؟ گفت: براى آنكه كفايت كند از جز آن و هيچ سوره از او كفايت نكند» (١/٣١). ١١. ٣. استفاده از دو ضمير يكسان (آن) بلافاصله به عنوان نهاد و مسند در جملات اسنادى: «و آن، آن است كه خداى تعالى به او قسم كرد» (١/١٥٦). ١٢. ٣. نوعى كاربرد ويژه از حرف «را» در اين تفسير شريف ديده مى شود كه مى توان آن را، ضمير ملكى ناميد؛ يعنى، را = آنِ (مالِ): «... يك نيمه مـراست و يك نيمه بنده را و بنده مـراست آنچه بخواست». (١/٣٣)
٤. كاربرد صفت
١. ٤. ساخت صفت فاعلى از بن مضارع + نده، به جاى بن ماضى + ار (خرنده به جاى خريدار): «خرنده بها بدهد و متاع بستاند» (١/١٢٩). ٢. ٤. كاربرد صفت (صفات حق تعالى) به عنوان جانشين اسم (اسماءاللّه ): «امّا [بعد] بدان كه: قديم (جلّ جلاله) از عنايت كرم او بر بندگان و حسن نظر او به خلقان، در هر وقتى و حينى و عصرى ايشان را فرو نگذاشت از انواع الطاف» (١/١). ٣. ٤. ساخت صفت مركّب مرخّم (نماز كن = نماز كننده، نمازگزار، نمازخوان):