مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٧٢
ويژگيهاى دستورى (صرفى و نحوى)
١. جمع
١. ١. جمع بستن اسمها (و صفات) تازى با «ان» فارسى: خلقان، مرتزقان، مذكوران، وصيّان، مريضان، كافران، ملحدان (١/٢٩؛ ٢/٢١٠؛ ٢/٢٤٠؛ ٣/٣٦؛ ٥/٤١٦). ٢. ١. كاربرد جمع مكسّر: «و از جمله الطاف، يكى بعثت رُسل است و يكى انزال كتب؛ چه مكلّفان عند آن به طاعت نزديك شوند و از معصيت دور» (١/١). ٣. ١. جمع بستن اسم جمادات با «ان»: شهران (شهرها)، گروهان (گروهها)، صورتان (صورتها)، سياهان (سياهها)، پايان (پاها) (١٥/٣٧٠). ٤. ١. جمع بستن دوباره جمع مكسّر با علائم جمع فارسى و عربى: «و با يكى از ايشان اعوانان اند كه عدد ايشان جز خداى تعالى نداند» (١/٧٢)؛ نيز: آياتها، شهواتها، زللها، قوائمها، اصحابان، اقطاعها، اضدادات (١/٣٤٤؛ ٢/٥٠٨؛ ٤/٥١٠؛ ٥/٣٩؛ ٥/٣٦٤؛ ٥/٣٦). ٥. ١. جمع بستن اسم جمع: «و بر آن صراط داعى اى استاده و خلقان را دعوت مى كند» (١/٨٦)؛ نيز: «مى گويد: اى مردمان! در راه آيى و ميل مكنى از اين راه» (١/٨٦). ٦. ١. نوعى از جمع مكسّر غريب و نادر (عبادله = جمع عبداللّه ): «علىّ بن زيد بن جدعان گفت: عبادله را يافتم كه در نماز به اين آيت جهر كردند» (١/٤٩). ٧. ١. توالى و توارد جموع: «... برنگرند جمال و كمال بهشت ببينند، حور و قصور و اشجار و انهار و ثمار و ولدان و غلمان و انواع نعمت و نسيم بهشت، بر ايشان آيد» (١/١٢٩). ٢. اسم (اسم خاص، اسم مصدر، حاصل مصدر) ١. ٢. حفظ كردن و يا آوردن «ال» در اسامى عربى، حتّى در اسامى خاص و عَلَم: