مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٦٤
مى بينيم كه در ترجمه اين آيه هر سه مترجم نامدار قرن پنجم و ششم به خطا رفته اند؛ نه تنها آنان، بلكه اين آيه لغزشگاه بيشتر مترجمانى است كه تا كنون در وادى ترجمه گام برداشته اند و در ميان معاصرين تنها آقايان: استاد بهاءالدّين خرّمشاهى، استاد مسعود انصارى، استاد محمّد مهدى فولادوند، دكتر ابوالقاسم امامى، استاد نعمت اللّه صالحى نجف آبادى، دكتر سيّد على موسوى گرمارودى، حجّه الاسلام محمود صلواتى، استاد ابوالفضل بهرام پور، استاد اصغر برزى و دكتر سيّد جلال الدّين مجتبوى اين آيه را درست ترجمه كرده اند و ديگران همگى لغزيده اند. ٧. سوره آل عمران، آيه ١٨: «شَهِدَ اللّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» ؛ «گواى داد خداى كه نيست خداى مگر او و فريشتگان و خداوندان علم ايستاده به دادستان، نيست خداى مگر او غالب محكم كار». اشكال: «قائِماً بِالْقِسْطِ» حال از «اللّه » يا به تعبير دقيق تر حال از ضمير منفصل «هو» است كه بعد از «إلاّ» واقع شده است؛ ولى مترجم، آن را حال از «اولوا العلم» دانسته است؛ در صورتى كه اگر چنين بود، مى بايست به صورت «قائمينَ بالقسط» مى آمد. و اين جاى شگفتى است؛ زيرا در متن تفسير، آيه درست ترجمه و تفسير شده است: « «قائِماً بِالْقِسْطِ» ، نصب او بر حال است از «شَهِدَ اللّهُ» . معنى آن است كه: گواهى داد خداى در آن حال كه او قائم به قسط است. و قسط عدل باشد و نصيبِ راست باشد، و اين اصل كلمة است، و عدل را براى اين قسط خوانند كه راستى باشد». {-٧-}
[١] بقره (٢): آيه ٧١.[٢] آل عمران (٣): آيه ١٨٥.[٣] توبه (٩): آيه ١١١.[٤] قيامت (٧٥): آيه ٢.[٥] فجر (٨٩): آيه ٢٧.[٦] شمس (٩١): آيه ٧.[٧] روض الجنان و روح الجنان، ج ٤، ص ٢٣٣.[٨] روض الجنان، ج ٥، ص ١٩٠.