مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٥٢
نكته اى كه در اينجا اشاره بدان ضرورى است اين است كه عمده چيزى كه سبب گرديده كه گروهى واو را در اين آيه عاطفه بدانند، مفهومى است كه آنان از «تأويل» در ذهن دارند. چنين كسان معمولاً تأويل را به معنى «تفسير» يا «باطن قرآن» تصوّر كرده اند و چنين نتيجه گرفته اند كه بالاخره راسخان در علم هم تفسير را مى دانند و هم عمق و باطن قرآن را پى مى برند؛ در حالى كه «تأويل» نه به معنى تفسير و نه لزوماً به معنى باطن قرآن مى باشد؛ بلكه حقيقتِ تأويل، عبارت است از مصداق عينى خارجى آيه كه هنوز تحقّق پيدا نكرده است؛ مثلاً در اين آيه: «هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاّ تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ» [١] ؛ «آيا جز اين است كه آنان انتظار تأويل قيامت را بكشند، روزى كه تأويل آن خواهد آمد»، قطعاً مراد از تأويل فرا رسيدن مصداق عينى و حقيقى روز قيامت است كه روز جزا و سزاست. يا در اين آيه: «بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ» [٢] ؛ «بلكه آنچه را كه به دانش آن نرسيده اند و هنوز تأويل آن بديشان نيامده، دروغ پنداشتند» كه باز مراد از تأويل مصداق عينى روز جزاست؛ يعنى چون كافران، واقعيت و مصداق عينى روز قيامت را نديده اند، آن را تكذيب كردند و اين هم از جمله مسائل بديهى قرآن كريم است كه مصداق عينى قيامت و مسائل دقيق آن روز فقط و فقط در حيطه علم خداست و بس و هيچ كسى جز ذات پروردگار از جزئيات مربوط به آن آگاهى ندارد. «إِنَّ اللّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السّاعَةِ» [٣] ؛ «همانا خداست كه دانشِ هنگام رستاخيز نزد اوست». «قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلاّ هُوَ» [٤] ؛ «بگو: دانش مربوط به قيامت تنها نزد پروردگار من است، جز او آن را به هنگامش آشكار نكند». گاهى هم مراد از «تأويل» حكمت امر و نهى و تهديد و يا مصلحت آن است؛ مثلاً
[١] اعراف (٧): آيه ٥٣.[٢] يونس (١٠): آيه ٣٩.[٣] لقمان (٣١): آيه ٣٤.[٤] اعراف (٧): آيه ١٨٧.