مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٨
ميبدى بى نياز نخواهد بود؛ بلكه توجّه دقيق به اين سه اثر مفيد امرى لازم و ضرورى است. آگاهى از معادلهاى فارسى در مقابل هر يك از كلمات قرآنى و اطّلاع دقيق از سير تطوّر زبان فارسى از جمله ضرورتهاى مطالعه و بررسى ترجمه هاى پيشينيان از قرآن كريم است. علاقه سرشار اين جانب به ترجمه و تفسير اين بى نظيرترين كتاب آسمانى، قرآن كريم، كه به حقّ كتاب هدايت و رستگارى است، سبب گرديد كه به تحقيق و بررسى شصت ترجمه فارسى با ديد انتقادى بپردازم و در اين راستا توفيق مطالعه ٢٤٠ دوره تفسير از فرق و مذاهب اسلامى را نيز پيدا كنم. اينك آنچه در اين نوشتار تقديم قرآنپژوهان عرصه تحقيق و تدقيق مى گردد، جُستارى در ترجمه مفسّر و مترجم نامدار قرن ششم ابوالفتوح رازى صاحب تفسير بسيار ارجمند رَوْضُ الجِنان و رَوْحُ الجنان است. از آنجا كه ترجمه آياتِ جداى از تفسير آن به همّت جناب استاد محمّد مَهيار، جداگانه به زيور طبع آراسته و عرضه گرديده و مصحّح گرانقدر آن، نهايت دقّت در تصحيح انتقادى آن به عمل آورده است، ما هم به همان نسخه بسنده مى كنيم و آن را مبناى بررسى خويش قرار مى دهيم. نثر ترجمه ابوالفتوح تا حدودى متأثّر از ترجمه تفسير طبرى است و همين امر سبب گرديده تا حرف و حديث فراوانى در اين باره مطرح شود، تا جايى كه بعضى در نسبت اين ترجمه به ابوالفتوح دچار ترديد گشته اند. ولى به هر حال در اينجا دو نكته شايان ذكر است: اوّلاً، هيچ مترجم و نويسنده اى بى ارتباط با آثار پيش از خود نيست و خواه ناخواه، كم و بيش از دستمايه هاى علمى ديگران به تغذيه مى پردازد و بهره مى گيرد. ثانياً، در خصوص ترجمه ابوالفتوح رازى اين نكته كاملاً مشهود است كه ويژگيهاى ذهنى و زبانى اهل رى در قرن ششم، به ويژه سبك و سياق نثر آن روز جزء لاينفكّ اين ترجمه به شمار مى رود.