مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٧
١٣
هنر نثرپردازى در ترجمه رازى
محمدعلى كوشا
در اين مقاله ترجمه سه سوره: حمد، بقره و آل عمران در تفسير ابوالفتوح رازى، در مقايسه با ترجمه سورآبادى و ميبدى مورد بررسى و ارزيابى قرار گرفته و نقاط قوّت و ضعف هر كدام با دقّت و تأمل فراوان بيان گرديده است. در ميان دهها ترجمه فارسى از قرآن كريم از قرن چهارم تا پايان قرن سيزدهم، سه ترجمه از اهميت شايانى برخوردارند: ١. ترجمه سورآبادى (قرن پنجم)؛ ٢. ترجمه ابوالفتوح رازى (قرن ششم)؛ ٣. ترجمه ميبدى (قرن ششم). آنچه اين سه ترجمه را از ديگر ترجمه هاى قديمى از قرآن كريم متمايز مى سازد، در درجه نخست نثر نسبتاً روان آنها نسبت به ديگر ترجمه هاى پيشين و احياناً پسين بعد از خود تا آغاز قرن چهاردهم، و در مرتبه بعد دقّت ادبى آنهاست. از سه ترجمه نامبرده، دقّت ادبى و توجّه به نكات نحوى در ترجمه سورآبادى به مراتب بيشتر و دقيق تر، و روانى نثر در ترجمه ميبدى چشمگيرتر و محسوس تر، و موزونى واژه ها و قلّت حجم ترجمه بى هيچ توضيح و تفسيرى در ترجمه ابوالفتوح رازى نمايان تر است. كسانى كه در وادى ترجمه قرآن كريم اند، اگر نگوييم توجّه به بيشتر ترجمه هاى كهن و مطالعه دقيق آنها براى آنان دستمايه اى پربهاست، دست كم هيچ مترجم توانمندى از دقت و ارزيابى و بررسى عميق ترجمه سورآبادى و ابوالفتوح رازى و