مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣١٥
معناى سوره
ابوالفتوح رازى در معنى سوره و دليل آن چنين مى نگارد: «بدان كه سوره را معنى، منزلت بود از منازل شرف؛ و دليل اين، قول نابغه است فى قوله: الم تر ان للّه اعطاك سورةترى كل مُلك دونها يتذبذب و باره شهر را از آن سور خوانند كه بلند و مرتفع باشد. اين قول آن كس باشد كه سوره بى همزه گويد». استاد معرفت نيز در توضيح واژه سوره مى گويد: «سوره از سور بلد (ديوار بلند و گرداگرد شهر) گرفته شده است؛ زيرا هر سوره، آياتى را در برگرفته است و به آن احاطه دارد مانند حصار (سور) شهر كه خانه هايى را در برگرفته است. بنابراين سوره در اصل سؤره بوده (به معناى پاره اى از قرآن)، و به منظور سهولت در تلفظ، همزه به واو بدل شده است و تمام قاريان متّفقاً آن را با واو خوانده اند و در هيچ يك از موارد نُه گانه كه در قرآن آمده، كسى آن را با همزه قرائت نكرده است». [١] «ابوالفتوح اين معنا را نمى پذيرد؛ ولى جهت بيان اقوال معنى سوره، آن را چنين مطرح مى كند: فأما آنكه ممهوز گويد، اصل او من سؤر الماء باشد و آن بقيه آب بود در آبدان». و عرب گويد: اَسأرت فى الإ?اء، إذا بقيت فيه شيئاً. و قال اعشى ثعلبه: فبانت و قد اسأرت فى الفؤادصدعاً على نأيها مستطيراً». محمود راميار، محقق تاريخ قرآن، سوره هاى قرآنى را به فصول كتابها تشبيه نموده، مى نويسد:
[١] علوم قرآنى، محمد هادى معرفت، ص ١١٠.[٢] تاريخ قرآن، محمود راميار، ص ٥٧٧ ـ ٥٧٨.[٣] همان.