مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣١
«از حيث بحث احكام شرعى و مسائل فقهى آن را بر مجمع البيان مزيتى است و هر جا كه مناسب ترين جهت بيان اصلى از اصول و حكمى از احكام فقه پيدا مى شود؛ به مراتب مشروح تر و مبسوط تر از تفسير مجمع البيان در آن سخن مى رود». [١] كاستن از مباحث كلامى و افزودن بر بيان احكام شرعى، به دليل آشنايى عميق ابوالفتوح با نيازهاى مردم عادى و احساس مسئوليت در برابر آنان است. اگر چه مى توان تفسير ابوالفتوح را در شمار تفاسير اجتهادى قرار داد، اما از ياد نبايد برد كه تفاسيرى كه بر اساس و شيوه اجتهادى نگارش يافته اند، همگى بر يك سبك و سياق نيستند. برخى ادبى تر، برخى كلامى تر و برخى فقهى ترند. اين تفاوت ها، ناشى از توانايى هاى علمى مؤلف و نيز نوع مسئوليت هايى است كه او تعهد كرده است. ابوالفتوح رازى به دليل حضور فعّال در ميان مردمان هم عصر خود، هماره خويش را در معرض پرسش هاى آنان قرار مى داده است: به همين روى تفسير خود را از بحث ها و نكات و موضوعاتى انباشته است كه بيشتر به كار مردم عادى مى آمده است؛ اگر چه هرگز خواص و فرزانگان را نيز از ياد نمى برده است. مرحوم حسين كريمان در مقاله ياد شده، آيات بسيارى را نام مى برد كه به دليل سمت و سوى فقهى آنها، در تفسير ابوالفتوح بيش از مجمع البيان مورد بحث و بررسى قرار مى گيرند. از جمله: نور / ٢. (روض الجنان، ج ٤، ص ٢ به بعد) و اسراء/ ٧٩ (همان، ج ٣، ص ٣٧٨) و نساء / ٩٢. اهتمام به بحث هاى فقهى در روض الجنان، به قدرى است كه مى توان آن را تفسيرى فقهى ناميد. حال آن كه در آن روزگار، غلبه با تفسيرهاى كلامى يا ادبى بود. غير از گرايش فقهى در تفسير ابوالفتوح، گرايش ديگرى نيز به چشم مى آيد كه آن نيز ناشى از مردم شناسى ابوالفتوح است. در حالى كه تفاسيرى مانند مجمع البيان
[١] كريمان، همان.[٢] فرقان (٢٥): آيه ٦٠.[٣] روض الجنان، ج ١٤، ص ٢٧٨.