مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٩٧
اعراب باشد. و مبرّد گفت: براى آن كسرش كردند كه ردش به اصل كردند، و كلمه از ذوات الياء است، نبينى كه چون خبر دهى از خودش، گويى: بى، و يا اخت كسره باشد و او حرف جرّ است و اسم به او مجرور است». {-٤-}
رسم الخط حرف باء در بسم اللّه
«اما علت در آنكه اين باء درازتر نويسند از ديگر باء ها، دو وجه گفتند: قتيبى گفت: براى آنكه ابتداى كتاب مجيد است، خواستند تا به حرفى مفخم كنند. و عمر بن عبدالعزيز دبيران خود را گفتنى: طوّلوا الباء و فرّجوا السّين و دوّروا الميم تعظيماً لكلام اللّه (عزّوجلّ). ابوالهيثم گفت: چون الف بيفكندند از اسم، باء را طويل كردند تا دليل باشد بر آنكه حرفى مطوّل محذوف است، آنجا طول الف با باء دادند. نبينى كه آنجا كه الف بنوشتند، باء به حدّ خود بنوشتند. اگر گويند: چرا اينجا الف بيفكندند، در كتب و آنجا كه: «إقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ» نيفكندند، با آنكه هر دو در لفظ مُدرَج مى شود؟ جواب آن است كه گوييم: لكثرة الاستعمال را كه اين آيه مكرر خواست بودن، الف بيفكندند تخفيف را، و اين كثرت استعمال در آن آيه نيست». [٢]
تفسير اسم در بسم اللّه
«فاما اسم اصل اين كلمه سُمُوّ است على وزن فُعُل، از آنكه جمعش اسماء كردند، كقنو و اقناء و حنو و احناء [٣] ، لام الفعل از آخرش بيفكندند. پس حركت
[١] اگر قبيله هذيل حدّت و تيزى او را (يعنى مقتول ما را) كند كردند، در مقابل آن است كه مقتول ما هم قبيله هذيل را كند كرده بود. تفسير روح الجنان، ج ١، ص ٢٩.[٢] انسان (٧٦): آيه ٦ .[٣] شعر از عنتره است و از معلقات سبع، دحرضين و ديلم نام دو جاست. گويا آب موضع اول گواراتر بوده كه ناقه چون از آن نوشيد از حياض ديلم ابا داشت. تفسير روح الجنان، ج ١، ص ٣٠.[٤] تفسير روح الجنان، ج ١، ص ٢٩ ـ ٣٠.[٥] همان، ص ٣٠.[٦] در تفسير تبيان و نيز تفسير مجمع البيان در مبحث لغت بسم اللّه ، همين امثال ذكر شده است. طبرسى و مجمع البيان، ج ٢، ص ٤٩ ـ ٥٠ .[٧] بالا رفتم سوى آن زن، پس از آنكه شوهرش خوابيده بود؛ مانند بالا رفتن حباب آب پى در پى. تفسير روح الجنان، ج ١، ص ٣١.[٨] يعنى در كلمه «اسم» معنى «سمه»، كه علامت است، مندرج است و به خيال متبادر مى شود. تفسير روح الجنان، ج ١، ص ٣١.[٩] تجاهل. تفسير روح الجنان، ج ١، ص ٥٣.[١٠] مقروء. تفسير روح الجنان، ج ١، ص ٥٣.[١١] مريم (١٩): آيه ٧.[١٢] يوسف (١٢): آيه ٤٠.[١٣] نجم (٥٣): آيه ٢٣.[١٤] لبيد با دو دختر خود گويد تا يك سال (براى من عزادارى كنيد)، آن گاه خداحافظ شما و هر كس كه يك سال كامل گريست، جاى گله نگذاشت. تفسير روح الجنان، ج ١، ص ٣٢.[١٥] رحمن (٥٥): آيه ٨٧. از قراى سبعه فقط قرائت ابن عامر، ذو الجلال است و قرائت مابقى، ذى الجلال است. تهذيب القراءه، ص ٤٧٥.[١٦] تفسير روح الجنان، ج ١، ص ٣٠ ـ ٣٢.