مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٩
مشهور عصر خويش بوده است، همانند منبريان زبردست به جهات و جوانب مختلف آيات، اشاره مى كند. [١] يك قرن پس از ابوالفتوح اشاعر نامدار فارسى نيز، تحت تأثير پيشه خود و پدرانش اثرى مى آفريند كه كاملاً جنبه خطابى و مردمى دارد. مولوى، مثنوى را به شيوه منبريان سرود و به همين دليل تا همه زواياى فرهنگ ايرانيان نفوذ كرد. [٢] شيوه واعظانه و خطابى، اقتضاهايى دارد كه ابوالفتوح به اكثر آنها پايبند است؛ از جمله بحث هاى موضوع محور و گزينش مطالب عام المنفعه و پرهيز از تدقيقات عميق عالمانه.
٢ ـ ٣. تشيع گرايى
ارتباط مستقيم و هر روزه با مردم رى كه به تشيع گرايش عميق و تاريخى داشتند، ابوالفتوح را وا مى دارد كه رنگ و بوى شيعيانه تفسير خود را غليظ تر كند. اگر چه همه تفاسيرى كه به قلم عالمانِ خاصه تحرير يافته است، سمت و سوى شيعى دارند، اما دانشمندان و نويسندگانى كه خود را پاسخگوى نيازهاى اعتقادى مردم نيز مى دانستند، بر جنبه مذهبى آثار خود تكيه و تأكيد بيشترى داشتند. به سخن ديگر، به سمت و سوى شيعى اكتفا نكرده، رنگ و بوى تشيع را نيز در اثر خود افزون تر مى كردند. مرحوم حسين كريمان در اين باره مى نويسد: جانب تشيع را در تفسير ابوالفتوح رجحانى است... در تفسير ابوالفتوح، در باب ائمه و تشيع مطالبى به نظر مى رسد كه مجمع البيان فاقد آن است. [٣] مرحوم كريمان، به درستى علت تشيع گرايى ويژه ابوالفتوح را متذكر شده است:
[١] دائرة المعارف تشيع، ج ٤، ص ٥١٢.[٢] ر.ك: زرين كوب، سرّ نى، ج ١، فصل اول.[٣] ر.ك: كريمان، همان.