مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٧٤
(doxt) هم آمده است. در نتيجه واژه هاى «دختر» و «دخت» و دوشيزه / دو چيزه و مصدرهاى دوختن، دوشيدن و دوغيدن، از يك ريشه گرفته شده اند. واج «چ» در دوچيزگى قابل تبديل به واج «ش» است. به همين سبب، دوچيزه با دوشيزه يك ساخت و يك معنى دارد. بنگريد به: روض الجنان ١٨/٢٧٥؛ نيز براى دوختن به معنى دوشيدن بنگريد به: قصص قرآن، ص ١٢٣ و براى ضبط دوشيذه (دوشيده به جاى دوشيزه) بنگريد به: قرآن رى، ص ٦٢٧. دست زدن: ترك كردن، دست برداشتن، دست پس زدن: «اين را دست گيرى و آن را دست زنى، اين را برجاى بدارى و آن را از پاى درآرى» (٢/١). به اين معنى در واژه نامه ها نيامده و بايد اين مصدر مركب را از اضداد شمرد؛ چرا كه دست زدن به معنى دست يازيدن، اقدام كردن و توسل جستن هم در متون كهن به كار رفته و هم در فارسى معاصر رايج است. زره: زره، زرو، زلور، زالو. زلو و زلوگ از ديگر ريختهاى اين واژه است. ابدال واج «ر» به «ل» در چهار ضبط اخير مشهود است. (بنگريد به: روض الجنان، ٦/٣٥). گلگيرى: بنّايى، كارِگِل، گِلكارى، در لغت نامه اين تلفّظ و معنى وارد نشده است، اما گُلگيرى به معنى عمل گرفتن گل چراغ يا سوخته فتيله چراغ و يا كم كردن گلهاى درختى براى بزرگ شدن و بهتر شدن ميوه آن، ضبط شده است. (بنگريد به: روض الجنان ٢/٤٤٦). گوشى: صفت نسبى در معنى فاعلى، همانند: چنگى، گوهرى، جنگى. به معنى نيوشنده، شنوا، حرف شنو، و سخن پذير. به اين معنى در فرهنگها نيامده است؛ استعمال آن به معنى دريافت كننده صدا و جزئى از تلفن از همين جاست. البته امروزه «گوشى» به كل دستگاه تلفن اطلاق مى شود (مجاز جزء و كل) (نگاه كنيد به: روض الجنان، ٩/٢٦٨). لبنگ: لبنك، نوعى كرم كه آن را «ديوك» و «ارضه» نيز مى نامند. موريانه، بيد، كرم