مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٧٣
معنى در واژه نامه ها نيست. در ذيل «چفته» (صفت نسبى از چفت)، معنى چفته و چفتگى و خميدگى و انحنا و كژى، آمده است (لغت نامه) بنگريد به: روض الجنان، ٨/٣٦٤ و تفسير سورآبادى، ٢/٩٠١ و ١/٧٦. خانه: همسر، زن، اهل و عيال، زوجه، يار، رفيق (١٥/٢٨٧). خيزاندن: لغزاندن، صورت گذارى مصدر «خيزيدن» (= لغزيدن). به اين معنى در فرهنگها يافت نشد. در ذيل «خيز» كلماتى قريب به معنى لغزيدن و انحراف يا ميل به گناه است كه تداعى كننده اين معانى است: رقصنده، انگيزه، جهنده، بى صبرى و ناشكيبايى و مستى كبوتر در وقت نشاط نر (برهان قاطع). در كردى واژه خيز (بر وزن حيز) به معنى زن بدكاره و هرزه يا لغزش كار و منحرف است. گمان مى برم كه بين خيز و خيزاندن ـ در اين معنى ـ پيوندى باشد. دوچيزگى: دوشيزگى، بكارت. اين واژه اسم و حاصل مصدرى است كه از «دوچ» يا «دوش» و وند نسبت «ايز» (ايزه / ايژه) و «ى» حاصل مصدر ساخته شده است. «دوچ» و «دوش» هر دو به يك معنى هستند، دوشيزه يا دوچيزه (دوغيزه) به معنى دوشا يا شير دوش است [١] واژه «duxtar» يا «doxtar» نيز از همين اصل گرفته شده و ساختهاى ديگر آن يعنى، دخت، دختندر و دختر نيز به همين معنى اند. واژه دوختر/ دختر، صورتى ديگر از دوغدار است و سه ريخت دوغ، دوش، دوچ مترادف و به معنى شير به كار رفته اند. واژه «دوخت» (duxt) از مصدر دوختن به معنى دوشيدن، ماده ماضى است كه با تبديل مصوّت بلند «او» (u) به مصوّت كوتاه « ــُ » (o)به صورت «دخت»
[١] بنابر آنچه گفتيم مى توان سه واژه «دختر»، «دوشيزه» و «دوچيزه» را در معنى شير دهنده دانست (از باب مجاز به علاقه مايكون)؛ چه اين توانايى (دوشايى) در همه دختران وجود دارد.براى ملاحظه كاربرد مصدر «دوختن» در معنى «دوشيدن» ر. ك: قرآن رى، ص ٦٢٧؛ قصص قرآن مجيد، ص ١٢٣؛ لسان التنزيل، ص ١٢٣.