مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٧٢
«پرخيزيدن» بنگريد به: همان ١/٢٨٨، ٣٢٠. تاسه: آرزو، انتظار آميخته با بى قرارى، ملال و اندوه، ميل و خواهش، غم و اندوه گلوگير و تركيب «تاسه ديدار» به معنى آرزوى ديدار و شوق ديدن به كار رفته است. ضبط ديگرى از آن «پاسه» ( paseيا pasa ) است، به معنى آزمندى و زياده خواهى كه احتمالاً تصحيف «تاسه» باشد. دو ريخت ديگر اين واژه «تلواسه» و «تاسا» است (بنگريد به: روض الجنان، ١/٢١٧؛ ١٣/٩٦؛ ٤/٢٢٤ و كشف الاسرار ٣/٣٧٦؛ نيز قصص قرآن، ص ٤٠٦ و لسان التنزيل، ص ٤٠٦). در كردى «تاسه» به همين معنى است. تاسه شكيان (= تاسه شكستن) به معنى فرونشستن آتش شوق و ميل و خواهش ديدار و صحبت است. فعل (مصدر) ناگذر «تاسيان» و «تاسين» (= تاسيدن) به معنى خفه شدن و احساس خفگى كردن و فعل (مصدر) گذراى «تاسانن» (= تاساندن) به معنى خفه كردن و ترساندن در زبان كردى به كار مى رود. مصدر ديگرى كه احتمالاً از همين ريشه است، «تواسيان» به معنى «ترسيدن» و «يكه خوردن» است. علاوه بر اينها واژه «تاسه» به معنى ميل و خواهش از مصدر «توانستن» به معنى «خواستن» در گويش كردى كرمانشاهى و كليايى، كاربرد دارد. جائيدن: جاييدن، خاييدن و جويدن و جاويدان. گوشت جاييده: گوشت جويده (شده) (بنگريد به: روض الجنان، ٥/٩٩؛ ١٤/٢ و تفسير سورآبادى، ٢/١٠٩٧؛ ٢/١١٠٦). اين واژه در كردى به صورت «جاين»، «جائين» و «جا» استعمال مى شود. بن مضارع آن «جا» و وند مصدر ساز آن «ين» است. چفت: چوب بند تاك انگور و تالار عمارتى كه از چوب تخته بسازند. سفت و محكم و چسبان (برهان، لغت نامه، فرهنگ معين). در زبان كردى به همين تلفظ به معنى: كج، خميده، خم، ناراست و مايل. اين