مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٦٣
پايندانى: ضمانت، كفالت، تكفل، تعهّد، ميانجيگرى، شفاعت و پذيرفتارى. اين واژه به صورت «پايندان» نيز مضبوط است. از اين واژه با همكرد «كردن» فعل مركّب «پايندانى / بايندانى كردن» ساخته شده است. از ديگر مشتقّات آن مى توان به «پايندگان» در معنى كفيل و نقيب اشاره كرد. علاوه بر اين ها، كلمات «پايندگى» در مفهوم «قيمومت»، و «پاينده» به معنى «قيوم»، «مراقب» و «پايدارى كننده» در متون تفسيرى استفاده شده است. معانى ديگر پايندانى عبارت اند از: زعيم، وكيل، رهن و گرو، صف نعال، كفش كن. (برهان قاطع). اين واژه به صورت پاينان و پادان نيز املا شده است: «و او را براى آك ذوالكفل خوانند كه كفالت و پايندانى هفتاد پيغامبر بكرد و ايشان را از قتل برهانيد» (٣/٤٣) نيز: ٦/٢٩٥ «پايندان» و ٣/٣٣٣، ٢٠/٦١ «پاينان». در تفسير سور آبادى، پايندان در ترجمه زعيم آمده است (سور آبادى ١/٤١٢ و ٢/١٢٣٣). پهران: اين واژه در فرهنگها ضبط نشده است. احتمال دارد كه ريختى ديگر از واژه «برخان» يا «برخوان» باشد و در اين واژه، قاعده قلب و ابدال توأمان به كار رفته است؛ يعنى ابتدا واج «ه» در «پهران» به بعد از واج «ر» انتقال داده شده است (پهران ـ پرهان). پس از اين جابه جايى، دو واج «پ» و «ه» در «پهران»، به ترتيب تبديل به «ب» و «خ» شده اند (پرهان ـ برخان). نمونه تبديل واج «پ» به «ب» در زبان فارسى فراوان است: اپا ابا با. يا: اسپ اسب و يا: پاپا بابا، و.... نمونه تبديل واج «خ» به «ه» را در واژه «سهراب» مى توان ديد: سرخاب (= سرخ روى و خندان) سخراب سهراب. بنابر اين مى توان گفت پهران، برخان و برخوان، صورتهاى سه گانه يك واژه اند. «پهران» از نوادر واژگان فارسى است كه در تفسير ابوالفتوح رازى به معنى آواز، صدا، پژواك و انعكاس صوت به كار رفته است. دو صورت اخير اين واژه (برخوان و