مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٦
لفّاظى نپرداخته و حقايق و معانى عالى را فداى لفظ نكرده و با اينكه كار بسيار خطير و دشوارى در پيش داشته و مى بايست در تفسير آيات، آرا و عقايد مخالفان را مستدلاً و منطقاً رد نمايد، با اين وصف، جز از طريق سادگى و بى پيرايگى قدم برنداشته و حقاً و انصافاً حق امرى آن چنان خطير را به خوبى ادا كرده و پايه سخن شيرين پارسى را محفوظ داشته است... با اينكه به عقيده محققان ادب زبان فارسى، قرن ششم را قرنِ نثرِ فنّى بايد ناميد كه انقلاب بزرگ ادبى در اين دوره پيدا شده و اظهار فضل و اثبات عربى دانى كارش به جايى رسيده بود كه الفاظ بى شمار تازى وارد نثر فارسى گرديد و از قرآن كريم نيز استدلالات فراوان در مؤلفات بزرگان رخنه نمود و همچنين اشعار بى شمار عربى و فارسى در آثار اين قرن پديدار شد، مع هذا نثر تفسير شيخ را نمى توان در عداد ساير آثار اين عهد قرار داد؛ چه از جهات بسيار تفاوتى بيّن با كتب ديگر اين زمان دارد...». [١] ابوالفتوح علاوه بر اينكه زبان فارسى را براى تفسير خود برمى گزيند، سادگى و روانى را نيز بر آن مى افزايد تا شمار بيشترى از مخاطبان و خوانندگان را نصيب خود كند. اين همه، در حالى است كه عربى دانى و فضلِ عربيت او از همگنان و هم قطارانش كمتر نبوده است. گويا حافظ شيرازى از زبان ابوالفتوح رازى گفته است: اگر چه عرض هنر پيش يار بى ادبى است. زبان خموش وليكن دهان پر از عربى است. درباره نثر زيبا و مردمى ابوالفتوح، سخن بسيار مى توان گفت و بى گمان نثر او را بايد نمونه هاى فاخر و اصيل از زبانِ فارسى دانست. در اينجا فقط به قضاوت قاضى نور اللّه شوشترى در مجالس المؤمنين اشاره مى كنيم كه گفته است:
[١] حسين كريمان، طبرسى و مجمع البيان، انتشارات دانشگاه تهران، ١٣٦١ش، ج ٢، ص ٢٠٨.[٢] معروف به تفسير تاج التراجم تفسير القرآن الاعاجم، نوشته عمادالدين اسفراينى، متوفاى ٤٧١ه .ق.[٣] ابو نصر احمد بن حسن سليمانى الزاهدى.[٤] ابوبكر عتيق بن محمد سورآبادى.[٥] ر.ك: عسكر حقوقى، تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازى، انتشارات دانشگاه تهران، ١٣٤٦ش، ص ٥٨.[٦] روض الجنان، ص ٢.[٧] حقوقى، همان، ص ٦١ ـ ٥٩.[٨] گفتنى است كه در متن اصلى قاضى نور اللّه شوشترى كلمه «وثاقت» آمده است: اما مرحوم علامه قزوينى آن را به «رشاقت» تبديل كرده است و دليل آن روشن است. رشاقت، يعنى: زيبايى و نكويى. (ر.ك: انورى، فرهنگ بزرگ سخن، ج ٤، ص ٣٦٢٩).[٩] ر.ك: مقالات شناختامه ابوالفتوح رازى، در جلد نخست اين اثر، چندين مقاله درباره مهارت هاى قلمى شيخ سخن رفته است.