مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٤
قلمى خود بود، چنين راه و روشى را در تفسير برنمى گيرد. چنان كه خواهيم گفت، قرائن بسيارى در متن تفسير نشان مى دهد كه ابوالفتوح، بيش از ساير مفسران عصر خود و ديگر اعصار، به گسترش تفسير قرآن در ميان مردم مى انديشيده است.
٢. نمونه ها و نشانه ها
دعوى مقاله حاضر، اين است كه ابوالفتوح رازى، علاوه بر انگيزه هاى علمى در تفسير، در پى مردمى تر كردن اين علم نيز بوده است. بدين رو تفسير خود را به زبان و در حال و هوايى مى آفريند كه هم پسند خواص باشد و هم فوايد آن، گروه هاى ديگرى از مردم را نيز بهره رساند. نشانه هاى بسيارى را مى توان در تفسير او يافت كه چنين سمت و سويى را تأييد مى كنند. در زير، به پاره اى از اين نمونه ها و نشانه ها اشاره مى كنيم:
٢ ـ ١. زبان
قرن ششم و قرن هاى پيش از آن، نوشتن آثار علمى، به زبان عربى رواج داشته است. اين گزينه (زبان عربى) تا قرن حاضر نيز كماكان و كمابيش رواج دارد؛ چنان كه مى توان گفت علماى دينى هنوز ترجيح مى دهند مهم ترين آثار خود را به زبان عربى بنگارند. الغدير مرحوم علامه امينى و الميزان مرحوم علامه طباطبايى، به خوبى اين گرايش را در ميان علماى قرن حاضر نشان مى دهند. انتخاب زبان فارسى براى تفسير مهم و ممتّعى مانند روض الجنان و روح الجنان، يك اتفاق نادر است؛ به طورى كه گفته مى شود: «تفسير شيخ ابوالفتوح رازى، نخستين تفسير فرقه اثنى عشرى است كه به زبان فارسى، و نزديك به زمان تأليف مجمع البيان فراهم آمده است. مفسران فارسى زبان، در فن تفسير و بيان تنزيل و تأويل كلام اللّه مؤلفاتى